روزنامه فرهنگی،اجتماعی،سیاسی،اقتصادی و ورزشی

زاینده رود

پربازدیدترین اخبار

انتقال شایعه

کد خبر : 2547
۱۳۹۵/۱۰/۱۸ - ۱۵:۰۶
می گویند سرعت انتشار شایعه خیلی زیاد است و روز به روز هم زیادتر می شود. مثلا شایعه در یک شهر 50 هزار نفری در کمتر از 2 ساعت پخش می‌شود؛ البته این عدد و رقم ها در فامیل ما اصلا به چشم نمی‌آید.
 شایعه طوری در خاندان ما پخش می شود که انگار اسرافیل در صورش دمیده است. تقریبا همه با هم خبردار می شویم و از جا می پریم. تا قبل از همه گیر شدن شبکه های اجتماعی ما از رسانه های نوآورانه ای برای انتقال شایعه استفاده می‌کردیم از جمله زن دایی زینت، پریچهر خانم که جاری خاله بزرگم می‌شود، آقا بهرام و رادیو. بله! خاندان ما در انتقال شایعه به مرتبه ای از حرفه ای گری رسیده بود که شایعاتش را از طریق رادیو پخش می کرد. ماجرا از روزی شروع شد که یکی از گزارشگران رادیو جلوی دایی ما را گرفت و او هم اعلام کرد که پسرش قرار است آخر همین ماه عروسی کند. خب به نظر شما چه اتفاقی افتاد؟ بعد از شنیده شدن صدای صور اسرافیل چه اتفاقی قرار است بیفتد؟ قیامت شد! یک عده شاکی شدند که چرا ما را در جریان جزییات امر نگذاشته بودید، یک عده لباس پلوخوری نداشتند، چندتایی هم قهر کردند که مگر دختر ما چه عیبی داشت؟ و در نهایت پسردایی از همه جا بی خبر ما هم که یکهو خبر ازدواجش را از رادیو شنیده بود، فرمان از دستش در رفت و خورد به درخت. بعدها معلوم شد که دایی جان برای تشویق جوانان به ازدواج آسان از پسر خودش مایه گذاشته و گفته که درست است شرایط اقتصادی بد است؛ اما هنوز هم می شود به خانه بخت رفت. از آن به بعد ما اول شایعات را در شبکه های اجتماعی با هم چک می کنیم و بعد در صورت لزوم باورشان می کنیم.
 
نویسنده : نداشاه نوری