روزنامه فرهنگی،اجتماعی،سیاسی،اقتصادی و ورزشی

زاینده رود

گل بازی

کد خبر : 2810
۱۳۹۵/۱۱/۰۹ - ۱۵:۱۶
وقتی که ما مدرسه می رفتیم، زنگ هنر دو بخش داشت: خطاطی و نقاشی. برای من که هیچ استعدادی در خطاطی نداشتم، زنگ خط چیزی تو مایه‌های جوهربازی بود. همیشه هم موقع امتحان های پایان ثلث یکی از بچه ها زحمت می کشید و به جای من خط می‌نوشت. من هم قول می دادم که به جای او انشا بنویسم یا اگر خانم معلم برگه های املا را داد که تصحیح کنم، یکی دو تا از غلط هایش را زیر سبیلی ردکنم. زنگ نقاشی آن‌قدرها هم بد نبود، هر جور بود از عهده اش بر می آمدم. استعداد من ولی گل بازی بود که نه در مدرسه درس داده می شد و نه آن روزها هنوز کلاس سفالگری بین مردم رسم شده بود که بروم و آنجا استعدادم را شکوفا کنم. شانسی که بچه های این دوره و زمانه آورده اند این است که حالا خیلی راحت تر می توانند هنر یاد بگیرند. شاخه های هنری مختلفی درس داده می شود و برای یادگیری بعضی از آنها حتی لازم نیست که کسی پایش را از خانه بیرون بگذارد. گل سازی و منبت کاری یا شمع سازی و قابسازی را می شود راحت در خانه یاد گرفت و  دیگر احتیاجی نیست که برای پیدا کردن یک کلاس هنری تا آن سر شهر رفت. این روزها پدر و مادرها هم آگاه تر شده اند و کمتر پیش می آید که بچه ای را وادار کنند تا چیزی را یاد بگیرد که آنها آرزوی یادگرفتنش را داشته اند! وسایل ارتباط جمعی هم زیاد شده و میزان آشنایی افراد با هنرهای کوچک و نیمه فراموش شده را فراهم کرده اند. هنر، سر ریز روح است. پناه بردن به یک فعالیت هنری برای کسانی که مشاغل جدی را به عهده دارند، مثل بازکردن پنجره ای است که نسیم خنک کوهستان را به درون راه می دهد. تازگی و طراوتی که ذهن را متمرکز می کند و خستگی و یکنواختی را از بین می برد.