روزنامه فرهنگی،اجتماعی،سیاسی،اقتصادی و ورزشی

زاینده رود

پربازدیدترین اخبار

دنیای پلاسکویی

کد خبر : 2814
۱۳۹۵/۱۱/۰۹ - ۱۵:۴۹
چه دنیای عجیبی شده است! گویی چراغ مردانگی ومروت خاموش شده وآتش عشق و دوستی، خاکستر! وقتی به گذشته نگاه می‌کنیم به وضوح می‌بینیم که دردنیای گذشته همه چیز رنگین‌تر و زیباتر بود؛ همه برای یک نفر و یک نفر برای همه زندگی می‌کرد و غم یک نفر غم همه بود؛ اما حالا چه برسرمان آمده که غم دیگران هیچ حسی را در ما برنمی‌انگیزد وتنها تماشاچی لحظه‌های سخت و غم انگیز دیگران شده ایم؟! گویی به مردگان متحرکی مبدل شده ایم که ورود و خروج حس شیطانی در کالبدشان به‌راحتی امکان‌پذیر است؛ آنقدر راحت که نه تنها غم دیگران غمگینشان نمی‌کند، بلکه از صحنه‌های غم انگیز و دردآور اطرافیان نیز برای خودشان لحظه‌های شاد وپیشگامی رقم می‌زنند و دست به جیب شده وگوشی های همراهشان را بیرون می‌آورند تا عکس هایی با عنوان سلفی گرفته و به دوستانشان با افتخار نشان دهند که بگویند من یک گام از شما جلوتربودم ودر فلان موقعیت حضور داشتم.
 پس اندیشه ما کجا رفته؟ گویی حتما باید در آن موقعیتی که هستیم اتفاق ناگوارتری برای خودمان یا اطرافیانمان رخ دهد تا چشم‌هایمان را باز کنیم و به خودمان بیاییم که ای داد! سوختن و ازبین رفتن اموال هموطنان‌مان صحنه زیبایی نیست؛ حتی اگر کسی در میان آن شعله ها نباشد. به خودمان لعنت بفرستیم که وقتی کاری از دستمان برنمی‌آمد، چرا باید به تماشا می‌نشستیم؟ چرا راه را برای آنان که کاری از دستشان بر می‌آمد، باحضور بیجای خود بستیم و بدتر از آن، از چه عکس گرفتیم؟! گویی فراموش کردیم که ما ازجنس همان مردان وزنانی هستیم که بی دریغ و بی منت، جان بر کف گرفته وعاشقانه در مقابل وحشی‌ترین و بی‌رحم‌ترین خطرات در کنار هموطنان‌شان ایستادند، با یک قطره اشک آنها دریایی از اشک ریختند و با یک آهشان سینه ها دریدند؛ پس اکنون غیرتمان کجا رفته است؟!
ما انسان‌ها گاهی با رفتارهای نسنجیده، صحنه هایی را خلق می‌کنیم که مضحکه غربی‌ها شده و بعد که به خود آمده و به کارهایمان فکر می‌کنیم، گرفتار شرمندگی می‌شویم. کاش قبل از انجام هرکاری اول فکرکنیم که هدفمان از انجام آن چیست وچه نتیجه ای در پی خواهد داشت؛ تا بعد از آن خسته وشرمنده وغمگین نباشیم!
 
نویسنده : منیره آرام پور