روزنامه فرهنگی،اجتماعی،سیاسی،اقتصادی و ورزشی

زاینده رود

پربازدیدترین اخبار

ارزش پول

کد خبر : 2983
۱۳۹۵/۱۱/۲۳ - ۱۴:۴۳
چند صدسال پیش یک پدر مهربان تصمیم گرفت پسر لوسش را بفرستد سر کار اونم چه کاری؟ آهنگری پای کوره! مامان پسره که می دید بچه اش طاقت آهنگری ندارد، هر روز یواشکی یک سکه «یک پنجاهم بهار آزادی» به پسرش می داد و می گفت: «شب که برگشتی این رو بده به بابات بگو دستمزدمه!» باباهه هم که فهمیده بود، هر شب سکه رو می گرفت و می انداخت توی منقل کباب و دوباره روز از نو و روزی از نو. تا اینکه یک روز بالاخره پسرک خسته شد و با خودش گفت بذار اصلا برم ببینم این آهنگری چه جور جایی هست؟  قرارداد چند ساله می بندند؟ بیمه هم می کنند؟ رفت سر کار و شب با یک سکه «یک هشتادم بهار آزادی» برگشت. باباش طبق معمول سکه رو پرت کرد درآتش کباب اما این بار پسرک شیرجه زد سمت منقل و با دست خالی سکه را بیرون کشید و گفت: «بابا این زحمت یه روز کارمه چرا  انداختیش تو آتیش؟»  باباش لبخند مهربانانه ای زد و گفت: «آفرین پسرم! تو دیگه قدر پول رو می دونی، از فردا بیا بنگاه معاملات ملکی خودمون وایسا کار یاد بگیر!» واقعیت این است که شاید و فقط شاید یکی از دلایل ولخرجی ما  این باشد که ارزش پول را نمی دانیم. یعنی نمی دانیم برای به دست آوردن این چند برگ اسکناسی که توی دستمان است چند ساعت کار انجام شده است.  چند نفر آدم غیرقابل تحمل، تحمل شده اند و چندبار تاکسی و اتوبوس و مترو عوض شده است. کمتر کسی پیدا می شود که بتواند پولی را  که واقعا برایش زحمت کشیده و آن را برای اهداف بزرگ کنار گذاشته است صرف خریدهای بی هدف و بی برنامه کند و در واقع در آتش بیندازد. ولخرجی هم مثل خیلی عادت های دیگر قابل درمان است و برای این کار می شود از متخصصان کمک گرفت اما شاید یکی از راه های درمان خانگی آن انجام دادن کارهای کوچک و جمع کردن درآمد آنها باشد.
 
نویسنده : ندا شاه نوری