روزنامه فرهنگی،اجتماعی،سیاسی،اقتصادی و ورزشی

زاینده رود

پربازدیدترین اخبار

بیماری

کد خبر : 2997
۱۳۹۵/۱۱/۲۴ - ۱۴:۵۱
برای شما هم پیش آمده که وقتی پای یک برنامه پزشکی نشسته اید و دارند درباره علائم یک بیماری حرف می زنند، به فکر فرو رفته و همه آن عیب و علت‌ها را در خودتان پیدا کرده باشید؟ یکی از فامیل های ما همین طور است، مدام در خودش دنبال مریضی می گردد. دست خودش نیست، همیشه نگران بیمار شدن است و از شدت این نگرانی خودش را بیمار می کند. تا همین لحظه که من مشغول مرقوم کردن این خطوط هستم دست کم دوازده نوع بیماری لاعلاج را در خودش شناسایی کرده و از همه آنها جان سالم به در برده است. باور کنید اصلا شرایط خوشایندی نیست. فکرش را بکنید، صبح یک نفر با صدای گرفته و بغض آلود به شما زنگ بزند و بگوید چند روزی است که نمی تواند غذایش را درست قورت بدهد و این یعنی یک جای کار در دستگاه گوارشش لنگ می زند و به احتمال زیاد هفته آینده باید شیمی درمانی بشود. بعد هم تمام روز بنشیند و چندتایی علامت مرتبط و غیرمرتبط با این بیماری را در خودش شناسایی کند و در تمام این مدت به حال خودش و جوانی ناکامش گریه کند. وضعیت عجیبی است. هرچقدر هم بخواهید به خودتان بقبولانید که چیزی نیست و این هم یکی دیگر از آن بیماری های تخیلی است که همان‌طور که ناگهانی آمده، یکهو و بی خبر هم غیب می شود، باز غصه می‌خورید و نگران می شوید و پیش خودتان می گویید مبادا خدای نکرده این بار یک درصد درست گفته باشد؟ اگر واقعا مریض باشد چه؟ این شرایط وقتی تشدید می شود که دور و برتان کسی را داشته باشید که یک بیماری سخت او را در چشم به هم زدنی از پا انداخته باشد و حالا بترسید که این شرایط یک بار دیگر تکرار شود. این نوع وسواس، یعنی تلاش غیرمنطقی برای پیدا کردن بیماری، شوخی شوخی آدم را بیمار می کند. به هرحال اعصاب است دیگر تا یک حدی کشش دارد. امانش که بریده شد به قلب و معده و کمر آدم می زند.
 
نویسنده : ندا شاه نوری