روزنامه فرهنگی،اجتماعی،سیاسی،اقتصادی و ورزشی

زاینده رود

ناگفته های «تارا» از قتل وحشتناک جوان مهابادی؛

دانیال، شـیطـان پرست شده بود

کد خبر : 4893
۱۳۹۶/۰۷/۱۶ - ۱۲:۴۲
رکنا: قتل جوان مهابادی، سناریوی مخوفی را رقم زد که اذهان جامعه را به سمت خود کشاند. گروه جنایی رکنا برای پی بردن به بطن ماجرا، گفت و گویی با دختر مورد علاقه صادق برمکی انجام داد.
هفته گذشته خبر قتل هولناک پسر مهابادی به نام صادق برمکی، تیتر یکِ حوادث رسانه‌های کشور شد. دراین سناریوی هولناک چند جوان، دوست 19 ساله خود را به بیابان های اطراف یکی از روستاهای مهاباد برده و پس از زدن چند ضربه ساطور به او، درحالی که فیلم می گرفتند او را نیمه جان رها کرده و رفتند.صبح روز بعد بار دیگر این چند جوان به سرکردگی فردی به نام دانیال به محل جنایت بازگشته و متوجه شدند که صادق هنوز جان در بدن دارد، با این حال او را در حالی که هنوز زنده بود به آتش کشیده و از لحظه به لحظه جان دادن او فیلم گرفتند.پس از این جنایت هولناک، دانیال و همدستانش گرفتار قانون شدند و از جنایت هولناک خود پرده برداری کردند. چند روز پس از این ماجرا گمانه زنی ها در مورد انگیزه اصلی عاملان این جنایت آغاز شد. مهم ترین فرضیه ها دراین خصوص دو دسته بود: یکی مسائل ناموسی و دیگری انگیزه های شیطان  پرستانه.
در حالی که گمانه زنی ها ادامه داشت و حتی به مطرح شدن نام دو دختر به نام های ملیکا و کیمیا کشیده شد، همه افکار به این سمت رفت که انگیزه عاملان این جنایت، ناموسی است. ولی ماجرا به همین جا ختم نشد؛ زیرا خانواده مقتول معتقد به فرضیه دیگری غیر از مسائل ناموسی هستند. در همین هنگام عکسی از صادق در فضای مجازی  منتشر شد که دختری را در کنار او نشان می داد و این گونه تلقی می شد که آن دختر همان شخصی است که باعث به هم خوردن دوستی چندین ساله دانیال و صادق شده است.
سرانجام پیگیری های گروه جنایی رکنا از واقعیت این ماجرا پرده برداری کرد. دختری که در عکس های منتشر شده در فضای مجازی در کنار صادق قرار دارد، در واقع تارا، دختر مورد علاقه صادق بوده است.گروه جنایی رکنا با پیدا کردن این دختر گفت و گویی را با وی انجام داد که بخشی از آن را در ادامه می خوانید.
غم سنگینی در سینه دارد. از دست دادن فردی که دو سال از زندگی خود را به صورت شبانه روزی به وی اختصاص داده‌ای و قبول اینکه دیگر در کره خاکی جایی ندارد، بسیار مشکل است.
تارا در گفت و گو با خبرنگار رکنا در مورد مدت آشنایی خود با صادق می گوید: دو سال بود که صادق را می شناختم، او بسیار پسر خوب، سالم و خانواده داری بود. قلب بسیار رئوف و مهربانی داشت. شاید به ظاهر زیاد مذهبی به نظر نمی رسید اما برای ارزش های انسانی ارزش خاصی قائل بود.
دوستی قدیمی
او در مورد دانیال نیز می گوید: از دوران پیش از دبستان دانیال و صادق با یکدیگر دوست بودند. برخلاف صادق، دانیال حالت عادی نداشت، او به مواد مخدر نیز اعتیاد داشت؛ انگار عقده ای عجیب در وجود او نهفته بود که گهگاه دست به کار عجیبی می‌زد. آخرین بار که تقریبا یک ماه و نیم پیش بود ، تصمیم گرفت شیطان پرست شود، به همین دلیل روی مچ دست راست خود یکی از نمادهای شیطان پرستی را خالکوبی کرد، دندان‌های خود را نیز به شکل وحشتناکی درآورد و در صفحه مجازی خود کارهای عجیبی می کرد و مطالب زشتی می نوشت. به خاطر دارم در یکی از جمع های دوستانه به صادق پیشنهاد داد تا با او همراه شود اما صادق به هیچ وجه نمی پذیرفت.
آخرین پیام
دختر موردعلاقه مقتول ادامه می دهد: ما دانیال را جدی نمی‌گرفتیم و فکر می کردیم این نیز یکی دیگر از حرکات عجیب اوست و پس از مدتی از سرش خواهد افتاد؛ تا اینکه شب حادثه برای آخرین بار با صادق صحبت کردم و او از مدارکی صحبت کرد که می توانست دانیال را به خطر بیندازد؛ به همین دلیل دانیال از او خواسته بود که یا با او همراه شود یا مدارک را بازگرداند، اما صادق هیچ کدام را قبول نمی کرد. قرار بود فردای روز حادثه صادق درباره دانیال و آن مدارک حرف‌های دیگری بزند و از من نیز قول گرفت تا اطلاعاتی که به من می‌دهد، با کسی در میان نگذارم؛ اما روز بعد زنده نماند. آن شب با دوستانش بیرون رفت و گفته بود که تا پیش از ساعت 12 شب بازمی گردد و ساعت 11:06 برای همیشه آفلاین شد؛ این در حالی بود که من فهمیده بودم صادق با دانیال و دوستانش بیرون است.
رازی که گفته نشد
این دختر در ادامه گفت و گو می افزاید: پس از ارتکاب این جنایت متوجه شدم که صادق مدارکی در اختیار داشت که اگر به دست پلیس می رسید موقعیت 17 تن از همراهان دانیال را به خطر می انداخت؛ به همین دلیل تصمیم به قتل او گرفتند و با خوراندن مشروب مسموم به او، صادق را به قربانگاه کشاندند و نیت کثیف خود را عملی کردند.
من این حرف ها را به افسر پرونده هم گفتم. باور کنید نقشه قتل صادق را از مدت ها پیش طراحی کرده بودند، به خاطر دارم در یک گروه تلگرامی که دانیال نیز حضور داشت صادق با چند نفر جر و بحثش شد و دانیال به صادق گفت نگران نباش، این موضوع تا پاییز برای همیشه حل خواهد شد؛ پس از این جنایت متوجه شدم که قصد کشتن او را داشتند. در قسمتی از فیلم جنایت که توسط دوستان صادق دیده شده است، صادق از دانیال کمک می خواهد و به او می گوید مرا نجات بده و به بیمارستان برسان، من غرق در خون شدم؛ اما دانیال درحالی که بی توجه است، اقدامی غیر قابل باور می کند.
کیمیا کیست؟
تارا در مورد کیمیا و ملیکا نیز می گوید: ملیکا را اصلا نمی‌شناسم و فکر می کنم شایعه باشد؛ اما کیمیا دختری بود که سه ماه پیش به مدت یک هفته با دانیال دوست بود و سپس با هم قطع رابطه کردند؛ اما صادق در این ماجرا  و قطع رابطه آنها
هیچ نقشی نداشت.