روزنامه فرهنگی،اجتماعی،سیاسی،اقتصادی و ورزشی

زاینده رود

پربازدیدترین اخبار

قاتل، آخرمهر اعدام می شود؛

قصه ستایش به سکانس آخر رسید

کد خبر : 4919
۱۳۹۶/۰۷/۱۸ - ۱۵:۰۸
ماجرای گم شدن «ستایش»، به 21 فروردین سال 95 در خیرآباد ورامین واقع در جنوب‌ شرقی تهران برمی گردد.
 درست یک هفته قبل از آنکه شبکه های اجتماعی از ماجرا باخبر شوند، «ستایش» در کوچه تودرتویی که از خیابان اصلی خیرآباد به سمت غرب می رفت، گم شد.
هوا تاریک شد و از ستایش خبری نشد. پدر ستایش بعد از آنکه موضوع را به پلیس گزارش داد، عکس او را روی برگه‌هایی چاپ کرد و به دست کسبه و اهل محل سپرد تا او را در پیدا کردن دختر بچه اش کمک کنند. اهالی محل در خیرآباد همدیگر را می شناسند و خیلی زود خبر گم شدن «ستایش» سر سفره شام در خانه ها زبان به زبان گشت.
کوچه پس کوچه های محله خیرآباد را که پشت سر بگذاری، به خانه ای دو طبقه بدون نما با در طوسی رنگ می‌رسی؛ اینجا خانه شیرعلی قریشی پدر ستایش است. کمی آنطرف تر یعنی دو خانه دیگر را که رد کنید به دری آبی رنگ می رسید که خانه ای حیاط دار است؛ آن شب که ستایش گم شد موضوع گم‌شدن این دختربچه در این خانه هم به‌میان آمد.
مادر خانواده رو به پسر 17ساله  کرده و می گوید: امیدجان تو ستایش را ندیدی؟ پدر و مادرش از غروب در جست‌وجوی او هستند. معلوم نیست چه بلایی سرش آمده است و پسر اظهار بی اطلاعی می کند. چه کسی باورش می‌شود آن شب امید می‌دانست که دخترک بیچاره دیگر زنده نیست؟ 25آذر ماه، پایان 18 سالگی قاتل ستایش است؛ سالگرد تولدی که شاید هیچ‌گاه آن را نخواهد دید.
راز قتل ستایش درست زمانی برملا می شود که امید برای ازبین بردن آثار جرم، از همکلاسی خود کمک می‌خواهد. خانواده این نوجوان پس از پی بردن به عمق فاجعه و مطلع شدن از لایه‌های جنایت، دچار بهت و حیرت شده و همچنان در این حالت به سر می‌برند.
 شبکه های اجتماعی از آنچه مردم محل در مورد این جنایت می‌گفتند باخبر شده و موجی به راه می افتد؛ موجی که به شکل یک کمپین هم درآمد:#من_ستایش_هستم. حالا جنایتی رقم خورده است که یک قربانی آن دختری شش‌ساله است که دنیای کودکی اش دوامی نداشت و قربانی دیگر آن پسری است که هنوز به سن قانونی نرسیده و آنچه مرتکب شده، سرنخ عمق یک زخم است؛ زخمی اجتماعی بر پیکر جامعه.
امید، دانش آموز کلاس سوم راهنمایی، اهل خانواده ای متوسط و دارای سه خواهر، پدری کارمند و مادری خانه‌دار و بدون هیچ پرونده انضباطی بوده است؛ نوجوانی که همسایه‌ها و اقوام و آشنایان هیچ رفتار مشکوک و دور از اخلاقی از او به یاد ندارند. به‌راستی چه اتفاقی رخ می‌دهد که این پسر مرتکب چنین جنایتی، آن هم به بدترین شکل ممکن می‌شود؟
به هر حال طبق قوانین قضائی، در هر پرونده که متهم آن فردی زیر ۱۸ سال باشد، همه مراحل تحقیق باید به صورت کاملا محرمانه انجام گیرد. اما پرونده امید و قتل ستایش دیگرنه تنها در محله خیرآباد که همچون بمبی در کل کشور  منفجر شد.
پدر مقتول تنها قصاص اسلامی را از مسئولان ایرانی تقاضا دارد و معاون اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم قوه قضائیه ایران نیز درخصوص این جنایت هولناک، با اشاره به اینکه واقعه تلخ و دردناک ورامین، تاسف و تاثر آحاد جامعه را درپی داشت، می‌گوید: از ابعاد مختلف قابل بررسی و رسیدگی است. مسلم است که دستگاه قضائی کشور هیچ‌گونه اغماضی در رسیدگی به این پرونده و مجازات مجرم (به دلیل اینکه مقتول از اتباع و مهاجرین افغانستانی بوده) نخواهد داشت. تبعه خارجی بودن مقتول، هیچ اثری بر ماهیت مراحل رسیدگی به پرونده ندارد.
امید در اعترافات خود می گوید: بارها به خوردن مشروبات الکلی مبادرت داشته و همچنین در اوقات بیکاری فیلم های مستهجن تماشا می‌کرده است؛ این در حالی است که در روز حادثه، تنها با هدف تجاوز، ستایش را به خانه کشانده و پس از عملی کردن نیت شوم خود، مبادرت به قتل و اسیدپاشی و سوزاندن جنازه کرده که موفق نبوده است.
دادستانی ورامین بر رسیدگی ویژه و خارج از نوبت پرونده تاکید کرد و رسیدگی به این پرونده به‌طور ویژه و خارج از نوبت در دستور کار دستگاه قضائی قرار گرفت؛ تا اینکه پس از صدور قرارمجرمیت و کیفرخواست، شعبه هفتم دادگاه کیفری یک استان تهران، قاتل ستایش را بابت ارتکاب قتل به قصاص، تجاوز به‌عنف به اعدام و بابت جنایت بر میت، به دیه محکوم کرد و این حکم در شعبه ۳۲ دیوان عالی کشور تایید شد.
قاتل ستایش هم‌اکنون در کانون اصلاح و تربیت استان تهران به سر می‌برد و چندی پیش نیز وکیل وی از بستری شدن موکلش در بیمارستان اعصاب و روان خبر
 داد. حالا بعد از گذشت حدود یک سال و اندی از این واقعه، پرونده قتل ستایش در مرحله اجرا قرار می‌گیرد و اواخر مهرماه حکم صادر شده از سوی دادگستری استان تهران به اجرا درخواهد آمد. هر چه به روزهای اجرای حکم امید نزدیک می‌شویم ادعای قاتل درخصوص داشتن همدست و نداشتن حال روحی مناسب به گوش می رسد که به اذعان وکیل خانواده ستایش قریشی، ادعای قاتل در داشتن همدست تاثیری در مجازاتش نخواهد داشت و پزشکی قانونی پیشتر سلامت روان قاتل ستایش را تایید کرده بود.
شاید اگر طی سال‌های اخیر، سیاست کیفری خود را در درجه اول بر اصلاح جامعه و درنتیجه اصلاح مجرمان به عنوان بخشی از جامعه قرار می‌دادیم، اکنون کمتر شاهد چنین صحنه‌های هولناکی بودیم. فارغ از اینکه برای قاتل، مجازات قصاص را بنا به درخواست اولیای دم در نظر می‌گیرند و از باب جنبه عمومی جرم نیز مجازات سنگینی در انتظار این مجرم بیمار است، به راستی لازم است تامل کنیم که باید چه می‌کردیم تا این جوان به فکر چنین جنایت هولناکی نیفتد و عامل اصلی چنین جنایاتی چیست؟ مشکلات و بیماری‌های جنسی یا روانی؟ محیط ناسالم یا تفکرانتقام جویانه از جامعه؟
نویسنده : فاطمه کاویانی