روزنامه فرهنگی،اجتماعی،سیاسی،اقتصادی و ورزشی

زاینده رود

پربازدیدترین اخبار

نمکدان‌ها را نشکنیم!

کد خبر : 7420
۱۳۹۷/۰۴/۳۱ - ۱۴:۵۷
نمکدان را برمی‌دارم و به سیب‌زمینی‌های سرخ کرده نمک می‌پاشم. طعم «زندگی» در دهانم می‌پیچد. با خودم می‌اندیشم چه‌قدر واژه «نمک» در فرهنگ و زبان فارسی جاری و ساری است. چندین اصطلاح و ضرب‌المثل با کلمه «نمک» داریم و این کلمه نه تنها در زندگی مادی بلکه در حیات معنوی ما ایرانی‌ها نیز نقشی مهم داشته و دارد.
دوستی می‌گفت: انسان‌ها به سه شیوه حرمت نمک را نگاه می‌دارند و نیکی می‌کنند؛ گروهی که نیکی و محبت خود را در دجله می‌اندازند که شاید ایزد در بیابان بازشان دهد. (که البته نسلشان رو به انقراض است)؛ دوم گروهی که بازاری و تاجرانه نیکی می‌کنند؛ یعنی  پیمانه آن را می‌سنجند و گروه سوم نیز افرادی هستند که در محبت و نیکی کردن به دیگران راه افراط را می‌پیمایند که البته دسته سوم بیشتر نمکشان خورده و نمکدانشان شکسته می‌شود.
با همه اینها، بیشتر ایرانی‌ها قدردان لطفی هستند که به آنها می‌شود؛ به عبارتی نمک‌نشناس نیستند و حرمت و تقدس «نمک»، این عنصر و واژه مهم را همواره حفظ کرده‌اند و در طول زمان فهمیده‌اند این عنصر در زندگی دوستانه و اجتماعی آنها جایگاهی بس مهم دارد.
اساسا وقتی کلمه‌ای در ضرب المثل‌های یک قوم تکرار می‌شود، باید به نقش آن اهمیت داد.
نمک برزخم کسی پاشیدن؛ نمک خوردن و نمکدان شکستن؛ نمک‌گیر کردن یا شدن؛ نمک به حرام بودن، نمک چشم کسی را گرفتن، نمکی بودن، بی نمکی در آوردن، نان و نمک کسی را خوردن و... اینها مواردی است که درباره عنصر نمک، به ذهن متبادر می‌شود.
«نمک» نه تنها به عنوان یک عنصر مهم(در صورت استفاده صحیح)، در تنظیم مایعات بدن، فشارخون، استحکام استخوان‌ها و تحریک اعصاب اهمیت دارد، بلکه هر بار میهمان سفره‌ای می‌شویم و نمکی می‌خوریم، باید فکر کنیم این چند گرم، حتما در بخشی از زندگی ما ذخیره می‌شود؛ حتی به اندازه مولکولی و آن وقت است که مدیون و مرهون صاحب نمک خواهیم شد؛ حتی به قدر سلولی.
و تو خواننده این مطلب! همین الان که این نوشته را می‌خوانی به این فکر کن که تا به حال چند نمکدان شکسته‌ای؟ به چند زخم نمک ریخته‌ای؟ چقدر نمک به حرامی کرده‌ای؟ چه قدر بی‌نمک بازی در آورده ای؟
و باور کن اگر حتی یک بار یکی از این موارد اتفاق افتاده باشد، کائنات جایی بدون اینکه متوجه باشی، چشم‌هایت را «دریاچه ارومیه» خواهد کرد و به قلبت کوهی نمک خواهد ریخت و نخواهد گذاشت آن یک مولکول نمکی که به ناحق خورده‌ای و پاس نداشته‌ای، آرامت بگذارد. مثل نیاکانمان به نان و نمک احترام بگذاریم و نمکدان‌ها را نشکنیم.
 سیب‌زمینی‌های سرخ کرده، سرد شده‌اند و دهانم طعم «مرگ» گرفته است؛ چون فکر حق‌ناشناسی‌های احتمالی که شاید مرتکب شده‌ باشم، رهایم نمی‌کند.

 
نویسنده : سارا احراری