روزنامه فرهنگی،اجتماعی،سیاسی،اقتصادی و ورزشی

زاینده رود

«بابک رجبی» در گفت وگو با «زاینده رود»:

بدون هیچ دلیلی حق داریم شاد باشیم

کد خبر : 7614
۱۳۹۷/۰۵/۲۱ - ۱۵:۱۰
اگر به دنبال یک سبک جدید در موسیقی هستید، آثار «بابک رجبی» می تواند شما را غافلگیر کند. آهنگ هایی که شما را میهمان شنیدن یک لهجه اصفهانی تمار عیار با تمام ریزه کاری هایش می کند. موزیک‌های نوآورانه ای در قالب ویدئوهای ساده ای که در هر نت آن طنزی ساری و جاری است و البته کنایه های ظریف و واگویه هایی که تنها یک اصفهانی از آن لذت می برد. بابک رجبی، جوانی اهل اصفهان و مقیم فرانسه است.
. خواننده ای که علاوه بر آهنگ سازی و زدن سازهای مختلف حالا چند سالی است که با ارائه کارهای جدید با سبک و لهجه اصفهانی، مخاطبان زیادی را جذب کرده است. کارهای این خواننده جوان این روزها در شبکه های مجازی طرفداران زیادی دارد؛ موزیک‌هایی با موضوعات طنز و اجتماعی که با الهام از برخی معروف ترین موسیقی های فولکلور و سنتی تنظیم شده و با تلفیق لهجه اصفهانی ویدئوهایی نوآورانه را ارائه می دهد. به بهانه کنسرت این خواننده در اصفهان گفت وگویی با او در باره سبک نوآورانه و ویژگی‌ها  و سختی های آن ترتیب داده ایم.با ما همراه باشید:

 این سبک کار و وارد کردن لهجه و دست مایه های طنز همراه با موسیقی از کجا وارد سبک کار شما شده است؟
در فرهنگ  خانوادگی من، کاراکتر طنز موجود است. اصولا این نوع از طنازی در گفتار یکی از خصیصه های ذاتی اصفهانی‌هاست کسانی که معمولا حرف‌شان را با کنایه  و استعاره می زنند. به طور کلی من در کارهایم سعی کردم با شخصیت و دیدگاه‌های فرهنگی اصفهان شفاف برخورد کنم و اینگونه هنرم را ارائه دادم.
چطور با موسیقی آشنا شدید؟
من از سن 12 سالگی در برخورد با چند نفر از شاعران اصفهانی از جمله آقایان مزاجی، شاهزیدی و ستوده به موسیقی و هنر علاقه مند شدم . از همانجا «تار»  را شروع کردم و نزد «هدایت ا... سیاره» موسیقی را ادامه دادم. در دوران سربازی به آهنگسازی علاقه مند شدم؛ هر چند تحصیلات آکادمیک در زمینه موسیقی ندارم و رشته ساختمان خوانده ام؛ اما همیشه وجه هنری ساز زدن در زندگی من پر رنگ بوده است به خصوص حالا که در فرانسه موسیقی تدریس می کنم.
تفاوت فضای کار در  ایران و فرانسه شما را اذیت نمی کند؟
نه اصلا، اتفاقا در فرانسه مردم به موسیقی سنتی ما علاقه زیادی دارند. اصولا فرانسوی ها مردمانی هستند که به دنبال جذابیت های جدید در دنیای موسیقی می گردند؛ چرا که  در موسیقی خودشان حرفه ای و خبره هستند و فضاهای نوین در موسیقی آنها را جذب می کند.
یکی از جذابیت های کارهای شما وارد کردن لهجه به این نوع از موسیقی است. ترسی نداشتید که کارتان مورد استقبال قرار  نگیرد و یا مانع از پیشرفت های کاری شماشود؟
به صورت کلی کار یک هنرمند در فضایی از آزمون و خطا شکل می‌گیرد؛ چرا که هنرمند به این موضوع  واقف نیست که خروجی کارش دقیقا چیست و در گفتمان با ابزارها و تکنیک های موسیقی است که سلیقه مخاطبان آشکار می شود و با دست ورزی به این پدیده به یک بیان و خروجی می رسیم. به نظرم ارائه کارهای نو،  مانند وارد کردن لهجه به موسیقی یکی از سختی‌های کارهای هنری است؛ چرا که خروجی آن معلوم نیست. البته در مورد کارهایی که من در این مدت ارائه دادم این طور نیست که خودم را محدود به سبک فولکلور اصفهانی کرده باشم،در حیطه های دیگر هم تجربه کار داشتم ضمن اینکه با گروه های مختلفی در فرانسه  کار می کنم.
شما قبل از مهاجرت،  در گروهی موسوم به «لباس خوانی» به ساز زدن با اشیا می پرداختید، این ایده چقدر در دنیا کار شده و شناخته شده است؟
من چندین بار از ادوات مربوط به این شهر استفاده کرده ام حتی در لباس خوانی هم از ادوات مرتبط با لباس مانند قیچی و زیپ بهره بردم؛ اگر چه این کار پیش از این هم در دنیا استفاده شده اما به این شکل نبوده است که همه چیز در هم تنیده شده باشد. استقبال از این کار دراصفهان خوب بود؛ اما باید در ایران بیشتر برای مطرح شدن تلاش کنیم. با این حال اقبال عمومی داشته
به خصوص کارهای اصفهانی؛ چرا که با فرهنگ مردم بیشتر سر و کار دارد و صراحتا می توان از زبان مردم برای مردم اجرا شود.
 چطور ایده خواندن با لهجه اصفهانی به ذهن‌تان رسید؟
اولین بار ایده این کار در کنسرتی که چند سال پیش در موزه هنرهای معاصر اجرا شد به ذهنم خطور کرد. در حین تمرین، به نظرم آمد که یک تصنیف را با لهجه اصفهانی بخوانم. اتفاقا آن ترانه بسیار مورد توجه قرار گرفت، پس از آن از ایران رفتم و همین دوری موجب شد تا بیشتر به لهجه اصفهانی نزدیک شوم. دلتنگی برای شهرم موجب شد تا دقتم روی ظرایف لهجه و فرهنگ اصفهانی افزایش یابد در این سال ها که زبان فرانسه یاد گرفتم به شدت در مورد زبان مردم اصفهان فکر می کردم به خصوص به ادبیات محاوره ای و رابطه های شفاهی و کلامی که در فرهنگ عامیانه مردم اصفهان به کار می رفت. این حساسیت در نهایت من را به لهجه اصفهانی نزدیک تر کرد . پس از ارائه برخی از کارها با لهجه اصفهانی در فضای مجازی و بازخورد مثبت آن این کار را گسترش دادم.
آیا در سایر نقاط کشور هم از  لهجه در موسیقی استفاده می شود؟
بله، در فرهنگ لری و یا شیرازی هم لهجه استفاده می شود هر چند بیشتر اشعار فولکلور اجرا شده است؛ اما نکته ای که به آن توجه نمی شود اینکه موسیقی فولکلور نباید الزاما از دل نواحی و روستاهای یک منطقه و قوم ها برآمده باشد. فکر می کنم اصفهان هم تاریخ و فرهنگ دارد و هم قومیت و شهریت،  برای همین این شهر می تواند مانند سایر نواحی دارای موسیقی فولکلور باشد؛ چرا که اصفهان و تاریخ و فرهنگ آن قابلیت ارائه موسیقی فولکلور را دارد. همانطور که یک شهر هویت معماری مشخصی دارد می تواند یک بیان هنری ویژه و خاص خود را هم داشته باشد.
 چرا این اتفاق تا کنون رخ نداده و موسیقی فولکلور اصفهان شکل نگرفته است؟
در یک برآورد کلی هر شهری می تواند بیان هنری خود را داشته باشد. به نظرم تهران به خاطر مرکزیتی که دارد امکان داشتن موسیقی فولکلور برای شهرهای بزرگ را می بلعد؛ این مسئله در حالی است که حتی همان تهران هم می توان موسیقی فولکلور داشته باشد. در اصفهان اگر چه یک سبک موسیقی ایجاد شده اما تنها اساتید و بنیان‌گذاران آن اصفهانی هستند . سبک اصفهان بیشتر یک تئوری صوتی برای موسیقی اصفهان به حساب می آید در حالی که بسیار کلی است و به دلیل گوشه هایی که تمیز قائل شدن میان آن با سایر سبک های موسیقی بسیار سخت است شاخصه های  خاص و پر رنگی از اصفهان ندارد. به نظرم کار ما و سبکی که در ارائه کارهایی با لهجه اصفهانی شروع کرده ام موجب می شود تا وجوه تمایز و شاخصه های اصفهان را در موسیقی ، لهجه  و کش و قوس های آن پر رنگ تر کنیم ضمن اینکه در سازها هم از سازهای اصفهانی و متناسب با لهجه اصفهان استفاده می کنم.
 نگران نبودید که با این لهجه قضاوت شوید؟
هر چند در داخل اصفهان با لهجه، بد برخورد می شود؛ اما کارهای من در کشور بازخورد مثبتی داشته است که به نظرم به فرهنگ های رایج و غلطی باز می گردد که به خصوص در میان اصفهانی‌ها رایج است. در فرهنگ ما شاد بودن چندان پسندیده نیست لااقل در اصفهان این طور است معمولا به افرادی که بی دلیل شاد هستند «علی بی غم» می‌گویند؛ یعنی کار او را نهی می کنند و در مقابل آن در میان مردم غم داشتن یک ارزش است در صورتی که این مسئله کاملا غلط است. ما بدون هیچ دلیلی و توضیحی حق داریم که شاد باشیم و باید صورت خوش زندگی را به خصوص در شرایط سخت فعلی پر رنگ کنیم که به نظرم این یک دستاورد بزرگ است. من در کارهایم اصولا به جای نقد سیستم تلاش می کنم که مشکل را با زبان طنز و بدون کنایه و نیش بیان کنم و تلاش می کنم تا با این سبک بی پروا  از موسیقی نوعی خودآگاهی در مخاطبان ایجاد کنم.
 چشم انداز آینده موسیقی شما چیست؟
نمی دانم دقیقا قرار است به کجا برسم؛ اما حتما می خواهم در آینده آلبومی از کارهایم منتشر کنم و آهنگ ها را با کیفیت بهتر در اختیار مخاطبان قرار دهم. حتی می خواهم کارهایی آرام و ملودرام را با لهجه اصفهانی ارائه دهم. با این کار طنز لهجه یک درجه پایین تر می رود و موزیک و گفتمان تبدیل به اصل پر رنگ خواهد شد.
 کار سختی به نظر می رسد؟
با ممارست و تکرار می تواند جای خود را باز کند و تا چند سال آینده به عنوان یکی از موزیک‌های مطرح شناخته شود.
 چقدر از آموخته های خارج از کشور  در کارهایتان استفاده می کنید؟
خیلی زیاد، من تکنیک و اعتبار را از کار فرانسه وارد این نوع از موزیک کرده و برای  لهجه شهر خودم استفاده می کنم؛ در واقع تهران و موسیقی عام پسند را دور زده ام و تئوری و یاد گرفته ها را وارد لهجه اصفهان می کنم. اینکه یک نفر در فرانسه اصفهانی بخواند در واقع به نوعی موجب می‌شود تا وجهه موزیک اصفهان بالاتر برود آن هم در زمانه ای که هر کس برای معروف شدن تلاش می کند تا به نوعی تقلید از لهجه و صدای غالب موجود در بازار داشته باشد. تلاش می کنم حرف و پیامی را به مخاطب بدهم و فرق نمی کند که با چه لهجه ای باشد و چه بهتر با چیزی هنر و پیامم را ارائه دهم که با آن راحت‌ترم. من به عنوان یک ایرانی در فرانسه، اصفهانی را با افتخار خواندم و نه تنها در خارج بلکه در همه جای ایران از آن استقبال شده است این می تواند برای جوانان جویای نام در عرصه موسیقی یک پشتوانه باشد؛ افرادی که اگر چه از اصفهان آواز و موسیقی را آغاز کرده اند؛ اما به شدت تلاش دارند تا لهجه را در کارهایشان عقب برانند و تحت تاثیر یک فرهنگ بی هویت رایج قرار می گیرند.
نویسنده : مرضیه محب رسول
 
۱۲:۱۶ ۲۲ مرداد ۱۳۹۷
جذاب بود