روزنامه فرهنگی،اجتماعی،سیاسی،اقتصادی و ورزشی

زاینده رود

پربازدیدترین اخبار

چهارپرده از عشق «حسین»(ع)

بگو چه شد که من این‌قدر دوستت دارم؟

کد خبر : 7965
۱۳۹۷/۰۶/۲۶ - ۱۱:۰۳
مدت‌ها پیش کنفراسی در «تل‌آویو» توسط رژیم صهیونیستی تشکیل شده بود؛ ظاهرا با هدف تحلیل انقلاب‌های شیعی به خصوص انقلاب اسلامی ایران. در پایان کنفرانس هم به این نتیجه می‌رسند که: مسلمانان شیعه مذهب دارای دو نگاه متفاوتند که استراتژی راهبردی آن‌ها را در بر می‌گیرد: یکی «نگاه سرخ» است و دیگری «نگاه سبز».
پرده اول
مدت‌ها پیش کنفراسی در «تل‌آویو» توسط رژیم صهیونیستی تشکیل شده بود؛ ظاهرا با هدف تحلیل انقلاب‌های شیعی به خصوص انقلاب اسلامی ایران. در پایان کنفرانس هم به این نتیجه می‌رسند که: مسلمانان شیعه مذهب دارای دو نگاه متفاوتند که استراتژی راهبردی آن‌ها را در بر می‌گیرد: یکی «نگاه سرخ» است و دیگری «نگاه سبز».  نگاه سرخ به واقعه «عاشورای حسینی» و نگاه سبز به موضوع «انتظار و مهدویت» است. صاحب‌نظران این گردهمایی می‌گویند: اینان[شیعیان]به اسم امام حسین(ع) قیام کرده و به اسم امام زمان(عج) قیام خود را حفظ می‌کنند؛ لذا انتظار سبز شیعیان را باید سیاه کرد، تا به آن‌ها ضربه زد.

پرده دوم
خیلی کارها کردند، خیلی برنامه‌ها ریختند و پول‌ها خرج کردند تا «محرم» را کم‌رنگ کنند؛ تا پرچم، علم و بیرق را پایین بیاورند، تا جوان و نوجوان این شهر، محرم که می‌شود، دنبال خوشی و خوشگذرانی باشد و مشکی به تن نکند، تا «روضه» و «هیئت» تعطیل شود، تا گرانی و تورم، مردم را از نذری دادن‌های هرساله ناامید کند، تا هیئت‌ها و مساجد خالی و خلوت شوند، تا کربلا رفتن آرزویی محال باشد، تا «عاشورا» فقط «شور» باشد نه «شعور» برای آن‌هایی که دل در گرو اباعبدا... (ع)دارند و برایش به سینه و سر می‌زنند. به کوری چشم همه آن‌هایی که در خواب و خیال‌های دور و درازشان چنین آرزوهایی را در سر می پروراندند، این پرچم تا خدا خدایی می‌کند، بالاست. این بیرق، علم و کتل هرگز روی زمین نمی‌افتد و نمی‌ماند.
به رنگ شهر نگاه کنید که مشکی شده است. به ماتمی که از در و دیوار می‌بارد، به پرچم‌های عزا که برافراشته شده، به جوان‌های دهه هفتادی و هشتادی که خیال می‌کنیم میانه چندانی با مذهب و حسین(ع) ندارند؛ اما محرم که آمد، مشکی عزای ارباب به تن کردند و این شب‌ها با هر تیپ و ظاهری که هستند، به هیئت می‌روند، دم می‌گیرند،  واحد می‌زنند و شور می‌خوانند. روز و روزگارمان چندان به راه نیست. مشکلات کمر خیلی ها را شکسته است؛ اما همه ایل و تبارمان فدای آقایی که کنار قمر منیر اربا اربا شده، کمرش شکست...
 «همین محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته» و ما دست خودمان نیست. حجت مسلمانی ما «حسین ابن علی»(ع) است .

پرده سوم
شکر خدا که در پناه حسینیم. شکر خدا که زنده ماندیم و یک محرم دیگر، فرصت نوکری پیدا کردیم. شکر خدا که «حسین»(ع) ارباب و امیرمان شد و چه خوب امیری است «حسین»(ع)...
می‌گویند : جواني نزد امام جواد (ع) رفت و گفت: حالم خوب نيست، از مردم خسته شدم، تهمت و غيبت مي‌شنوم، نفسم بند آمده است، پريشانم... امام جواد (ع) فرمودند: به سمت حسين (ع) فرار كن...«کتاب شعشعه الحسينيه.»
و من سال‌هاست
به سمت تو فرار مي‌كنم
كدام پناهگاه از آغوش تو امن‌تر است؟
بگذارهیچ‌کسی برایمان نماند؛ همین که شما را داریم، برایمان از تمام جهان کافی است. به شما مدیونیم... حضرت خورشید، بتاب بر تمام روز و شب‌هایمان که ما با عشق شما، نفس تازه می‌کنیم.
بگو چه شد که من این‌قدر دوستت دارم؛ بگو محبت ما ریشه در ازل دارد...

پرده چهارم
به «تاسوعا» و «عاشورا» رسیدیم. عاشورا يعني قطرات اشكي كه حسين(ع) براي فرداي اهل بيت خودش ريخت، عاشورا يعني جمع‌كردن خارهاي بيابان در شب تاريك، يعني سيراب كردن كودك شيرخواره با سر انگشتان پيكاني تيز.
عاشورا يعني ضجه‌هاي كودكاني غريب درصحرايي سوزان، يعني تجسم تمام غيرت‌هايی كه در چشم‌هاي نجيب عباس(ع) سوسو مي‌زد. عاشورا يعني صداي گريه‌هايي كه از سر تشنگي در گلو خفه مي‌شد، يعني پركردن مشك آب در عين عطش، يعني پرپرشدن و دم برنياوردن، يعني به آسمان پرتاب‌كردن خون گلوي 6 ماهه‌اي كه از تشنگي به چشمان پدر خيره شده بود، يعني دفن كردن تمام احساس خويش در پشت خيمه‌ها.
 عاشورا يعني وداع آخرين خواهر خسته با برادري از جنس نور؛ يعني عين صداقتي كه در آسمان‌ها نظير نداشت...
 
نویسنده : زینب ذاکر