روزنامه فرهنگی،اجتماعی،سیاسی،اقتصادی و ورزشی

زاینده رود

پربازدیدترین اخبار

به بهانه صریح ترین اعتراف آقای معاون ؛

آقای جهانگیری! یادتان هست؟

کد خبر : 8338
۱۳۹۷/۰۷/۳۰ - ۱۴:۱۷
«مردم یادتان هست وضعیت اقتصاد چگونه بود، دارو پیدا نمی‌شد، کره، پنیر و شیر خشک پیدا نمی‌شد. سیلوهای گندم خالی بود؟ یادتان هست برخی شب‌ها در صف بانک‌ها می‌خوابیدید تا صبح چند سکه بخرید؟ اما شما مشکلات را می‌توانید حل کنید. شما هر وقت به صحنه آمدید تهدیدات را برطرف کردید. من به عنوان مدیری که سال‌های گرم و سرد کار در حوزه اقتصادی را چشیدم اعتراف می‌کنم گرچه تلاش بسیاری شده، اما راه درازی باقی مانده است. ما توانستیم ماشین اقتصاد را از دره بیرون بیاوریم و در مسیر قرار بدهیم اما هنوز آن را به سرعت خود نرسانده‌ایم.

 ما با اتحاد تمام گروه‌ها،‌ قومیت‌ها و تفکرات سیاسی برای آینده ایران نیاز داریم. من یک مدیر جهادی و جهادگر هستم. با صداقت به مردم می‌گویم که با به صحنه آوردن همه جریان‌های سیاسی کشور سایه شوم جنگ را از منطقه برطرف می کنیم. ما می‌توانیم با مدل تفاهم و گفت‌وگوی ملی همه مسائل پیچیده پیش روی ملت را یک به یک حل کنیم.»
این گفته ها را یادتان هست؟ مردم ایران یادتان هست گوینده این سخنان چه کسی بود؟ همان کسی که خود را «مدیر جهادگر» معرفی کرد و قرار بود خاطرات به زعم خودش تلخ هشت ساله دولت نهم و دهم را پاک کند. کسی که در مناظره ها قول داد دولت جدید از ظرفیت تمام جریان های سیاسی استفاده کند و سایه شوم جنگ را از سر مملکت بردارند و کاری کنند دوران خوابیدن پشت درب بانک ها برای خریدن چند سکه را فراموش کنیم!
هنوز خیلی از آن روزها و از آن وعده وعیدها نگذشته است. نامزد پوششی حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۶ حالا می گویدکه حتی توانایی عزل و نصب منشی خود را هم ندارد! درست چند ساعت پس از اعلام استعفای دو وزیر کابینه و موافقت رییس جمهور با استعفای آنها، ذخیره طلایی حسن روحانی در زمان انتخابات ریاست جمهوری در مراسم روز ملی صادرات گفت:« دست من قلم و کاغذی نیست که کسی را برکنار کند و این در حالی است که من تا این لحظه اجازه برکناری منشی خودم را نداشته‌ام، پس از من انتظار نداشته باشید که وکیل و وزیر را تغییر دهیم.»
جهانگیری که پس از انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ خود را در قامت رییس جمهور آتی می‌دید شاید هیچگاه این خواسته را به صراحت بیان نکرد، اما رفتار او حکایت از علاقه اش برای رسیدن به کرسی شماره یک در دولت دارد. سوء مدیریت ها و اختلافات سرباز کرده در کابینه اما او را از آرزوهایش دور کرده و شاید به زودی چمدان به دست از پاستور خارج شود.
شاید جهانگیری هم برود و یادش برود چه رویاهایی داشت؛ اما ما یادمان نمی رود چه حرف هایی زد آن هم خطاب به «ملت ایران» . سایه جنگ هنوز بر سر این مملکت است، تحریم ها تشدید شد، جیب ها خالی تر از همیشه است، روزها و ماه های متمادی به خاطر آن چه که «سیاست تعمدی دولت در پایین نگه داشتن و بالا بردن قیمت دلار» نامیده می شود، با درد گرانی و تورم و استرس آینده و بالارفتن بی‌رویه قیمت ها به خاطر وضعیت دلار سر کردیم، قیمت دلار بالا رفت، مردم هجوم بردند و خریدند، قیمت پایین آمد، مردم پشت در بانک ها و صرافی ها و طلافروشی ها برای فروختن سکه ها و دلارها صف کشیدند. صحبت از بازگشت به ایام سخت دهه شصت و برنج و مرغ و گوشت و بنزین کوپنی و سبد حمایتی شد. کارخانه ها یکی پس از دیگری بسته شد و کارگران بیکار شدند، هزینه ها بالا رفت و حقوق ها پایین ماند، تولید به گل نشست و حمایت از تولید ملی و کالای ایرانی تنها در قالب شعار رخ نشان داد!
اوضاع گل و بلبلی که قرار بود آفتاب تابان «برجام» برایمان به ارمغان بیاورد، تبدیل به سیاهه ای از روزهای غم انگیزی شده که در انتظار 13 آبان و روزگار پس از آن طی می شود، هرچند می دانیم آمریکا هرآن چه در توان داشته دریغ نکرده و  دیگر اقدامی نمانده که علیه ایران انجام دهد! دست دولت هم خالی است و روحانی تنهاتر از همیشه  و ما همچنان یادمان هست آقای جهانگیری ... شما چطور؟!
 
نویسنده : زینب ذاکر