روزنامه فرهنگی،اجتماعی،سیاسی،اقتصادی و ورزشی

زاینده رود

پربازدیدترین اخبار

به بهانه تازه ترین موضع گیری های استاندار یزد علیه اصفهان؛

کمی آرام تر آقای استاندار!

کد خبر : 8355
۱۳۹۷/۰۸/۰۲ - ۹:۱۷
استاندار یزد با خبرنگاران جلسه گذاشته و در نشست خبری، تمام کاسه کوزه ها را بر سر اصفهان و مسئولان آن شکسته است. استاندار اصفهان هم در این آخرین روزهای حضورش در ساختمان استانداری اصفهان و پیش از ترک پست به خاطر قانون منع به کارگیری بازنشستگان در سمت های دولتی، مشغول گشت و گذار و سفرهای خارجی است. از فرانسه که آمد، راهی عراق شد. گفته شد به کربلا رفته تا وضعیت زائران ایرانی و خدمت رسانی به آنها را بررسی کند!
 در شهر کربلا در میان زوار ایرانی، چند کلامی هم حرف زده است. حالا اینکه آیا استاندار در این شرایط سخت که استان اصفهان به آن دچار است، وظیفه ای واجب تر از سرزدن به زائران ندارد آن هم در حالی که بحمدلله لشکری از خدم و حشم ایرانی و عراقی در صف خدمت رسانی به زوار آقا اباعبدا...الحسین(ع) در مرزها و آن سوی مرزها مستقرهستند، سوالی است که از آن می‌گذریم؛ اما اینکه استاندار یزد به خودش اجازه می دهد در نشست خبری این چنین حق به جانب و یکطرفه و در دفاع از استان خود و خط انتقالی آب به یزد که به لطف بذل و بخشش های رؤسای جمهور قبلی حاصل شده است، سخن بگوید و اینجا در اصفهان رسانه ها نباید و حق ندارند درباره وضعیت بحرانی آب  و خشکسالی زاینده رود بنویسند و اداره ارشاد هم چپ و راست نامه می زند که درباره فلان تجمع یا بهمان کمپین به راه افتاده خبر ننویسید و به اختلاف میان استان ها دامن نزنید، موضوعاتی است که نمی توان به راحتی از کنار آن گذشت.

صدالبته که «آب» در مقاطعی به موضوعی بحرانی و حتی امنیتی تبدیل شد و کار به موضع گیری مسئولان استانی علیه یکدیگر کشیده شد. چهارمحالی ها، یزدی ها و خوزستانی ها و البته اصفهانی ها هرکدام به نحوی در این مسئله سهیم بوده اند. یزدی ها کمتر موضع گرفته بودند تا وقتی داستان شکستن پیاپی خط لوله انتقال آب به این استان پیش آمد و صدای مردم و مسئولان شهر همسایه هم درآمد. هیچ کس موافق ترکاندن لوله آب نیست که به قول «فولادگر» نماینده استان، این راه حل مشکل نیست اما به قول نماینده دیگر استان‌مان (کامران) حقابه، حق الناس است و حکومت نمی تواند آن را بفروشد. کامران می گوید «حقابه از زمان صفویه، قاجار و رژیم ستم‌شاهی بوده و شیخ بهایی آن را به درستی به گونه‌ای تقسیم کرده که دعوایی بر سر آن نباشد.»
اما هست. دعوا هست. هرکسی هم خود را به حق می داند. نمایندگان استان اصفهان تهدید کرده بودند اگر دولت برای حل مشکلات آبی اصفهان فکری نکند، دسته جمعی استعفا می دهند که ندادند. نمایندگان خوزستان پنج سال قبل در اعتراض به میزان اعتبار پیش‌بینی شده برای انتقال آب در خوزستان دسته جمعی استعفا دادند. نمایشی بود ولی خب حداقل «نمایشی» استعفادادند تا توجهات به سمت موضوعی که به آن اعتراض داشتند، جلب شود.
دوسال قبل هم نمایندگان خوزستان و چهارمحال وبختیاری به روحانی در خصوص انتقال آب به زاینده‌رود نامه نوشتند. روزی که روحانی به مجلس رفته بود، نمایندگان این دو استان با حضور در مقابل تریبون، مانع سخنرانی رییس جمهور شدند که پس از وقفه چند دقیقه ای در این سخنرانی، علی لاریجانی رییس مجلس با دخالت در موضوع و درخواست از نمایندگان برای ترک محل، به این تجمع اعتراضی پایان داد. نمایش نمایندگان دو استان در حالی اجرا شد که خبری از نمایندگان اصفهان نبود.
در نامه نمایندگان این دو استان به رییس جمهور آمده بود: «انتقال آب علاوه بر این که غیر کارشناسی و غیر منطقی است ، خیانت بزرگی به مردم مظلوم دو استان خوزستان و چهار محال بختیاری است و چالش های زیست محیطی و نابودی این استان‌ها را در بر خواهد داشت».  نمایندگان خوزستان و چهارمحال همچنین قید «محرمانه» بودن این مصوبه را هم ظلم هیئت دولت به مردم این دو استان دانسته بودند.
در ادامه این نامه همچنین خطاب به «روحانی» اشاره شده بودکه «با توجه به جلسه 12 آبان ماه هیئت وزیران مقرر شد که وزارت نیرو پس از ارزیابی اعتبار مورد نظر و تامین آن توسط سازمان برنامه و بودجه کشور با اولویت نسبت به تکمیل و اجرای طرح تونل سوم کوهرنگ و انتقال آب بهشت آباد به حوزه زاینده رود اقدام نمایند و از حیث مساعدت و همکاری جدی بانک مرکزی با نظارت دقیق بر اعطای تسهیلات بانکی به طرح‌های جدید و استان اصفهان پرداخت تسهیلات را منوط به تامین سهمیه‌ آب طرح‌ها توسط وزارت نیرو و تمام مصوبات این جلسه در طبقه بندی اطلاعات به عنوان محرمانه لحاظ شده است.»
چندماه قبل تر در بهمن ماه سال 94  «معصومه ابتکار» با انتشار جملاتی از مصاحبه وزیر نیرو از توقف طرح 12 ساله خط انتقال آب از تونل بهشت‌آباد برای حل بحران آب اصفهان خبر داده بود. آن هم در حالی که در سفر سال 95 هیئت دولت به کرمان، پروژه انتقال آب از بهشت‌آباد برای استان کرمان کلنگ‌زنی شد! در سفر آن سال روحانی به کرمان، طرحی افتتاح شد که با اجرای آن طولانی‌ترین خط انتقال آب کشور رقم می خورد. پروژه‌ای که منتقدان درباره آن می گفتند به نظر می‌رسد هم از تونل در آن استفاده خواهد شد و هم قرار است آب از بهشت‌آباد کیلومترها مسیر را طی کند تا به کرمان برسد، یعنی آب از بهشت آباد اصفهان را دور می زند و به کرمان می رود! در اصل انجام چنین پروژه‌ای پس از سال‌ها مطالعه و تحقیقات ایرادی نبود؛ اما نکته اصلی تناقضی بود که جالب توجه به نظر می رسید. آن هم اینکه چرا گفتند انتقال آب از بهشت‌آباد به اصفهان دارای خطرات زیست‌محیطی است آن‌هم با بیش از 15 سال مطالعه و کار تحقیقاتی؛ اما برای انتقال آب از همین منطقه به کرمان مشکلی ایجاد نمی شد و نمی شود؟! و هیچ کس هم اعتراض نکرد و تهدید به استعفا نکرد و حرف از خطرات زیست محیطی و ... نزد؟!
حالا بماند که در بهمن‌ ماه سال 93 حسن روحانی با حضور در میدان نقش‌جهان خطاب به مردم اصفهان گفت: «زاینده‌رود مظهر تمدن فقط اصفهانی‌ها نیست و از آنِ سراسر ملت ایران است؛ در این راستا به وزارت نیرو و استاندار اصفهان دستور می‌دهم اگر آب زاینده‌رود به اندازه کافی هم نباشد، نباید خشک شود.»
زاینده رود اما خشک شد و وزیر سابق نیرو هم سال 94 با صراحت گفت: «بهشت آباد مطلقا اجرا نمی‌شود. تمام شد». با تصمیمات جدیدی که وزیر وقت نیرو گرفته بود، کارشناسان معتقد بودند، مقصد اصلی بهشت آباد یزد و کرمان خواهد بود و با شیوه جدید این طرح برای اصفهان اهمیت بالایی نخواهد داشت. «محمد کوشافر» عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد و فعال محیط زیست  گفت: «پیش از این تصمیمات، قرار بود یک میلیارد و 100 میلیون متر مکعب آب از طریق تونل بهشت آباد به زاینده رود منتقل شود که به 580 میلیون متر مکعب کاهش یافت. براساس تصمیمات جدید، از 580 میلیون متر مکعب آب انتقالی از طرح بهشت آباد 180 میلیون مترمکعب به کرمان، 250 میلیون مترمکعب به یزد و 152 میلیون متر مکعب به اصفهان انتقال می یابد.»

ما مسلمانیم . مسلمان شیعه و پیرو مکتبی که در آن حضرت ام الائمه فاطمه زهرا(س) به فرزندش می فرماید : «اول همسایه، بعد خودت.» ما پیروان آیین پیامبر عظیم الشأنی هستیم که حقوق همسایه در سیره و سخن شان جایگاهی والا و ویژه داشت. معلوم است که درد همسایه، درد ما هم هست. می دانیم که در ماجرای آب، همواره عده ای به دنبال ماجراجویی بوده و شایعه سازی کرده اند؛اما وقتی استانداران سه استان یزد، چهارمحال و بختیاری و اصفهان در
گفت و گو با خبرنگاران 20:30 با صراحت اعلام می کنند این سه استان هیچ اختلاف و مشکلی با یکدیگر بر سر آب ندارند و آماده همراهی و همکاری برای گذر از بحران هستند و از سوی دیگر  چندروز بعد در جریان بازدید نمایندگان استان اصفهان از محل برداشت های بی رویه در بالادست در چهارمحال، حتی اجازه ورود به مسئولان استان اصفهان را نمی‌دهند و ماموران حاضر در محل هم تنها نقش نظاره گر را ایفا می کنند، نمی توانیم موضوع را هضم کنیم! یا وقتی استاندار یزد در نشست خبری خود، مسئولان استان اصفهان را مسئول تعرضات به خط لوله انتقال آب می داند و معتقد است در این زمینه مسئولان اصفهان کم کاری کرده اند یا درباره حقابه می گوید: «تا زماني که استاندار يزد هستم، اجازه نمي‌دهم حتي يک ليتر از آب خط انتقالي استان يزد به نقطه ديگري واگذار شود و اصلا هيچ يک از استانداران استان‌هاي يزد، اصفهان و چهارمحال و بختياري يا معاونان آنها هيچ اختياري در زمينه کسر يا اضافه کردن سهميه آب انتقالي ندارند.»، از کدام همراهی و همکاری باید حرف بزنیم و آیا رواست
 که مردم و رسانه ها را عامل ایجاد اختلاف و تنش بدانیم وقتی مسئولی اینگونه جبهه گیری می کند؟!
کشاورزان اصفهانی سال 93 شکایتی را در موضوع انتقال آب زاينده رود به یزد مطرح کرده و خواهان قطع این انتقال شدند. وقتی خبرنگاری در نشست خبری در این باره از استاندار یزد سوال پرسیده، آقای استاندار جواب داده :« با اين شکايت قرار شد انتقال آب از اصفهان به يزد منتفي شود؛ اما مسئولان يزدي تلاش کردند تا اين حکم به مرحله اجرا نرسد که نرسيد!»
سکوت مسئولان استان ما نه تنها چیزی را حل نکرده بلکه گویا بر صراحت و جسارت مسئولان سایر استان های همجوار افزوده تا به همین راحتی ما را متهم کرده و از حق و حقوق استان خود دفاع کنند که البته این دومی در نوع خود اقدام قابل تحسینی است.
( دفاع از حق و حقوق مردم استانی که متولی آن است) اینکه استاندار یزد نوید داده قرار است علاوه بر زاینده رود از خلیج فارس و کهگیلویه و بویراحمد هم آب به یزد انتقال بدهند، برای مردم استانش حتما خبر خوشی است و آنها حتما آرزو می کنند مسئولان کهگیلویه و بویر احمد هم مثل مسئولان اصفهانی ، در این باره سیاست تساهل و تسامح را درپیش بگیرند و اجازه بدهند آب به راحتی به یزد برود.

ما درباره «اصفهان» حرف می زنیم. درباره استانی که نیازی به یادآوری گذشته پرافتخار و غرورانگیزش نداریم.نیازی نیست اشاره کنیم به نقش پررنگی که در انقلاب و پیروزی آن داشت، به همه آن سال هایی که زیر باران آتش و خون و خاکستر بودیم و اصفهان «معین» همه استان ها بود و بیشترین شهید را هم تقدیم کرد. از استانی حرف می زنیم که در تمام این سال ها مدیرانش به عنوان مدیرانی توانمند و کاربلد در سطوح عالی نظامی و انتظامی و امنیتی و لشکری و کشوری به کار گرفته شده اند چون اصفهانی ها «از خودگذشتن» و «ایثارگری» و «مواجهه با سخت ترین شرایط» را خوب بلدند و مدیرانی «عملیاتی» و «جهادی» و «اجرایی» هستند  و مردمانی که این روزها نه آب دارند و نه دل خوش؛ اما راضی به ناخوش بودن همسایه هم نیستند؛ همسایه ای که جوری درباره حق مردم استان خودش حرف می زند که انگار مردم شهر همسایه از کشور و یا سیاره غریبه ای هستند و انگار نه انگار این همه شهید دادیم و روزهای سخت پشت سر گذاشتیم که یاد بگیریم «کنار هم» و «باهم» باشیم و یادمان نرود «وحدت کلمه» دغدغه حضرت روح ا... بود و مسئولان قرار بود «خادم مردم» باشند نه عامل برهم زدن «وحدت» و اختلاف افکنی و نمک گذاشتن  روی درد و زخم کشاورزان ...
 آقای استاندار کمی آهسته تر!
نویسنده : سمیه پارسادوست
امراله مهماندوست
 
۱۲:۱۵ ۰۲ آبان ۱۳۹۷
۱- حرف اينجانب از كودكي اين بوده است كه مقدار … متر مكعب از آبي كه بيش از ۹۵ از آبي است كه در بارندگي ها باعث جاري شدن سيل و طغيان رودخانه در بخش محمله شهرستان خنج استان فارس مي شود از محلي به نام بيدزرد در بالادست روستاي ابوالفضل (ع) دهستان چاه طوس بخش محمله شهرستان خنج استان فارس جاري مي شود آرزوي اينجانب از كودكي اين بوده است تا جلو مقدار … متر مكعب آبي را كه بيش از ۹۵ از آبي است كه در بارندگي ها باعث جاري شدن سيل و طغيان رودخانه در بخش محمله شهرستان خنج استان فارس مي شود را در محلي به نام تنگه بيدزرد در بالادست روستاي ابوالفضل (ع) دهستان چاه طوس بخش محمله شهرستان خنج استان فارس را با احداث بند يا سدي خاكي بگيرم تا اين روزهاي بارندگي در بخش محمله شهرستان خنج استان فارس را به پائيز و زمستان هاي طلايي و بهار و تابستان پرمحصول در بخش محمله شهرستان خنج استان فارس تبديل كنم اينجانب از اينكه مقدار … متر مكعب از آبي كه بيش از ۹۵ از آبي است كه در بارندگي ها باعث جاري شدن سيل و طغيان رودخانه در بخش محمله شهرستان خنج استان فارس مي شود سهم خليجي مي شود كه مي خواهند نام آن را به جاي فارس به نام جعلي عربي تبديل كنند ناراضي هستم اينجانب حتي راضي نيستم تا سرريز مقدار … متر مكعب از آبي كه بيش از ۹۵ از آبي است كه در بارندگي ها باعث جاري شدن سيل و طغيان رودخانه در بخش محمله شهرستان خنج استان فارس مي شود كه از محلي به نام بيدزرد در بالادست روستاي ابوالفضل (ع) دهستان چاه طوس بخش محمله شهرستان خنج استان فارس جاري مي شود سهم خليجي شود كه مي خواهند نام آن را به جاي فارس به نام جعلي عربي تبديل كنند اينجانب در نظر دارم با تغيير مسير سرريز مقدار … متر مكعب از آبي كه بيش از ۹۵ از آبي است كه در بارندگي ها باعث جاري شدن سيل و طغيان رودخانه در بخش محمله شهرستان خنج استان فارس مي شود كه از محلي به نام بيدزرد در بالادست روستاي ابوالفضل (ع) دهستان چاه طوس بخش محمله شهرستان خنج استان فارس جاري مي شود را سهم درياجه فصلي در شهر خنج شهرستان خنج استان فارس نمايم. بعد از آن روستاي ابوالفضل (ع) دهستان چاه طوس بخش محمله شهرستان خنج استان فارس را مي توانم به مقصد فصل هاي پائيزي و زمستاني مسافران از سراسر كشور و فصل هاي بهار و تابستان پرمحصول تبديل نمايم. ۲- حرف اينجانب از تاريخ ۱۳۷۰/۱۲/۲۲ تا تاريخ 1376/07/30 كه كارمند اداره آب و فاضلاب شهري بخش خنج شهرستان لارستان شركت آب و فاضلاب شهري استان فارس بوده ام يا از تاريخ 1376/08/01 تا تاريخ 1388/12/12 كه كارمند شركت آب و فاضلاب شهري كلان شهر شيراز بوده ام يا از تاريخ 1388/12/13 تا هم اكنون كه كارمند امور آب و فاضلاب شهري شهر صدرا شركت آب و قاضلاب شهري كلان شهر صدرا هستم يا در آينده كه دوست دارم تا كارمند امور آب و فاضلاب شهري شهرستان خنج شركت آب و فاضلاب شهري استان فارس باشم آرزويم پيگيري احداث تصفيه خانه فاضلاب شهري براي شهرهاي خنج و فيشور بوده است آرزويم پيگيري احداث تصفيه خانه فاضلاب روستايي براي روستاهاي واقع دراطراف درياچه كفه خنج بوده است چون با آب مناسبي كه از تصفيه فاضلاب شهرها و روستاهاي اطراف درياچه كفه خنج به دست مي آيد مي شود كمربند سبزي را به طول ۱۸ كيلومتر و عرض ۸ كيلومتري دراطراف مساحت ۱۳۰ كيلومتري اطراف درياجه كفه خنج احداث كرد و شهر خنج را به مقصد فصل هاي پائيزي و زمستاني مسافران از سراسر كشور و فصل هاي بهار و تابستان پرمحصول تبديل كرد. امام علي (ع) مي فرمايند: كسي كه آب و خاك يعني نيروي طبيعي دارد و نيروي انساني خود را براي بهره برداري به كار نمي بندد و با فقر و گدايي مي گذراند نفرين و لعنت بر او باد.