روزنامه فرهنگی،اجتماعی،سیاسی،اقتصادی و ورزشی

زاینده رود

پربازدیدترین اخبار

خشونت علیه مردان، پدیده ای آمیخته با تعجب و تمسخر

مگه میشه ؟ مگه داریم ؟!

کد خبر : 8404
۱۳۹۷/۰۸/۰۶ - ۱۵:۵۱
شاید عجیب به نظر برسد؛ اما آمار مردانی که مورد خشونت زنان قرار گرفته اند، کم نیست. «خشونت»در جامعه ما بیشتر واژه ای مردانه است تا زنانه. البته زنانی که مورد خشونت مردان قرار می گیرند هم بسیار بیشتر از مردانی است که به هر علت مورد آزار قرار می گیرند؛ اما معمولا آقایان ترجیح می دهند این مسئله را علنی نکنند. آزار و اذیت و کتک خوردن یک مرد از همسرش هم خنده‌دار است و هم نگران کننده به خصوص آنکه این آمار در حال افزایش باشد. در ایران همانطور که نقش زنان در حال گسترش و چارچوب های شخصیتی افراد در حال تغییر است معضلات اجتماعی نیز در حال متغیر شدن است آن هم با پدیده های به شدت تعجب آوری مانند کتک زدن و آسیب رساندن زنان به همسران شان.

آمار چه می گوید؟
اگر چه پزشک قانونی اصفهان در گفت و گو با «زاینده رود» اعلام کرد که نمی تواند آماری از خشونت علیه مردان ارائه دهد؛ اما به نظر می رسد به رغم باور عمومی، مردانی که به هر علت مورد خشونت در خانواده قرار می گیرند کم نیستند. بنابر یک آمار رسمی در سال 1395 ،5 درصد آزار و اذیت ها مربوط به مردان بوده است؛ امادر سال 96 این موارد به 10درصد رسیده است؛ چیزی در حدود 5هزار نفر. بر اساس آخرین آماری که از سوی «احمد شجاعی» رییس سازمان پزشکی قانونی در سال گذشته ارائه شده است، آمار مراجعان همسرآزاری در سال گذشته ۸۱ هزار و ۷۲۹ نفر بوده که سهم زنان از این نزاع‌ها، ۷۷ هزار و ۵۹ و سهم مردان ۴ هزار و ۶۷۰ نفر بوده که قربانی خشونت و آزارهای روحی و روانی از سوی همسران‌شان شده‌اند. پدیده خشونت علیه مردان البته تنها مختص ایران نیست و به عنوان یک معضل رو به گسترش در تمام دنیا به آن توجه می شود.
طبق آمارهای سازمان‌های مردم نهاد در کشور انگلستان 40درصد از قربانیان خشونت‌های خانوادگی مردان هستند و در کشور فرانسه هم تعداد قربانیان مرد 110هزار نفر در سال است.
چرا مردان در یک رابطه خشن می مانند؟
انکار، اصلی ترین علتی است که موجب می شود مرد از یک ازدواج منجر به خشونت خارج نشود. بسیاری از مردانی که مورد آزار و اذیت از سوی همسرشان قرار می گیرند از ترس قضاوت و یا خجالت از مطرح کردن آن در سطح خانواده و جامعه ترجیح می‌دهند حرفی از این موضوع نزنند.حتی بسیاری از این افراد به دلیل داشتن فرزند و یا ترس از آینده آنها سکوت می کنند. اصولا پدرها حامیان اصلی فرزندان هستند و شاید به همین علت ماندن را به رفتن ترجیح می دهند. حتی بسیاری از مردان نمی توانند این خشونت خانوادگی را اثبات کرده و یا توان طلاق دادن همسرشان را ندارند. برخی از مردان آنقدر مورد آزار و اذیت های روحی و روانی قرار گرفته اند که نمی توانند عملا کاری صورت دهند و یا دلیل وابستگی های مالی به همسرشان این شرایط سخت را تحمل می کنند.
چرا خشونت در میان زنان در حال گسترش است؟
علل و عوامل زیادی را می تواند برای شیوع خشونت و رفتارهای ناهنجار زنان با شوهران‌شان در جامعه برشمرد. دکتر سمیرا یزدانی، روانشناس و استاد دانشگاه تهران معتقد است، خشونت زنان درجامعه در حال تغییر است. از منظر این روانشناس هر اندازه جامعه از روند سنتی فاصله بگیرد ، نقش‌ها نیز تغییر می‌کند. به عبارت دیگر، استقلال مالی در زنان به آنها هویت جدیدی می‌دهد. در چنین شرایطی، ترس‌های خاصی که از آینده وجود داشته، ممکن است کم شود.
فرار از زنانگی مسئله دیگری است که دکتر یزدانی به آن اشاره می‌کند و می‌گوید: «همیشه خشونت علیه زنان وجود داشته و نمود خشونت مردانه به شکل پرخاشگری مستقیم بروز می‌کند؛ اما خشونت زنانه خشونت رابطه است. مثلا زنان با غیبت کردن و به هم زدن رابطه دیگران، خشم‌شان را نشان می‌دهند اما امروز با تغییر الگو‌های جامعه شاهد تغییر در نقش زنانه هستیم، در واقع الگوهای سنتی زنانه جای خود را به الگوهای متفاوت می‌دهد، زن‌ها نقش‌های مردانه را بر عهده می‌گیرند و حتی گاهی اوقات این نقش‌ها به خاطر نقش زنانه تقویت می‌شود که البته جامعه هم این نقش‌ها را تحسین می‌کند. به عنوان مثال، زن نمونه زنی است که کار مردانه انجام می‌دهد حال آنکه این رفتارها در روان زن تاثیر می‌گذارد، چنانچه نوع پرخاشگری زنان شکل مردانه و حالت مستقیم به خود می‌گیرد.»  علاوه بر این، شیوع افسردگی در میان زنان نیز می تواند عامل دیگری باشد که هم منجر به کودک آزاری و هم همسر آزاری می شود، این مسئله به خصوص به دلیل عدم توجه و درمان به معضلی در حال گسترش تبدیل شده است.
در همین زمینه  کوروش محمدی، رییس انجمن آسیب‌شناسی اجتماعی ایران معتقد است: اتخاذ چنین روندی از سوی زنان، به نوعی مقابله با فشارهای روانی است که از سوی مردان دریافت می‌کنند. به همین خاطر باید رفتار مردان با همسران خود را در چارچوب مطالعات علمی بررسی کنیم تا علت‌های بروز خشونت زنان به‌طور دقیق مشخص شود.وی می‌افزاید: اگرچه در سال‌های اخیر شاهد تلاش‌های زیادی برای ایجاد تصویری واقعی از شرایط و جایگاه والای زنان توانمند جامعه بوده‌ایم؛ اما بخشی از زنان همچنان از دسترسی به شرایط ایده‌آل یا حداقلی متناسب با حقوق برابر خود در حوزه شهروندی محروم هستند و ممکن است تحت فشارهای وارده، واکنش‌هایی از قبیل خشونت علیه خود یا دیگران نشان دهند. به همین دلیل ضروری است قبل از هر قضاوتی به‌طور دقیق و علمی بررسی کنیم که چه عواملی باعث تحریک زنان به سمت خشونت و آزار و اذیت همسرانشان شده است.
نویسنده : پریسا سعادت