روزنامه فرهنگی،اجتماعی،سیاسی،اقتصادی و ورزشی

زاینده رود

از شکست پرسپولیس خوشحال باشید اما توهین نکنید، شعار هم ندهید

رسانه ای هوادار یا هوادار رسانه ای؟!

کد خبر : 8560
۱۳۹۷/۰۸/۲۳ - ۹:۲۹
انتظار غیرمعقولی است که یک بارسلونایی از قهرمانی رئال مادرید در لیگ قهرمانان اروپا خوشحال باشد تنها به این خاطر که رئال یک تیم اسپانیایی است! پا را از این فراتر می گذاریم؛ حتی در مسابقات تیم ملی اسپانیا هم شاهد بوده و هستیم که اسپانیایی ها برای طرفداری از بازیکنان تیم ملی کشورشان به دو دسته تقسیم می شوند: یک دسته حامی بارسایی های تیم و دسته دیگر طرفدار رئالی های تیم ملی فوتبال.
اگر «پیکه» در تیم ملی اسپانیا لایی بدهد ، رئالی ها خوشحال می شوند و اگر «راموس» یا «ایسکو» گل بزنند، شاید بارسایی ها چندان خوشحال نشوند. البته شاید برخی ها این طور استدلال  می کنند که بارسلونایی ها به دنبال جدایی طلبی هستند و اصلا خودشان را اسپانیایی نمی دانند و به همین خاطر اسپانیا استثناست؛ اما استثنایی وجود ندارد. این گزاره درباره کشورهای دیگر و فوتبال‌شان صدق می کند.
در انگلیس، آلمان، ایتالیا و تمام لیگ های مطرح دنیا همین قرار، برقرار است بدون شک. «عرق ملی» محلی از اعراب ندارد. هیچ آرسنالی ای از قهرمانی منچستر یونایتد در لیگ قهرمانان اروپا خوشحال نمی شود. هیچ منچستری از موفقیت لیورپول سر ذوق نمی آید و طرفدار چلسی هم هیچگاه و در هیچ شرایطی طرفدارمنچستر، لیورپول یا آرسنال نمی شود! تعارف هم ندارند.
تا اینجای داستان، همه چیز مشخص و مبرهن و کاملا شفاف است. در فوتبال آن هم در سطح حرفه ای باشگاهی، «تعصب ملی» و «عرق ملی» معنا ندارد. مسابقات باشگاهی در هیچ کشوری به معنای نمایندگی مسابقات ملی نیست. هیچ کشوری احتمالا به جز ایران!
در ایران است که اگر پرسپولیس، استقلال، تراکتور ، سپاهان، ذوب آهن، مس کرمان یا هر تیم باشگاهی دیگری در رقابت های آسیایی بازی داشته باشد، رسانه ملی و برخی رسانه های مکتوب و اخیرا مجازی و حتی برخی هواداران تیم ها بر طبل شادانه می کوبند که بحث «ملی» است و باید از این تیم ها حمایت کرد و آن ها را نماینده «ایران» به حساب آورد. حالا بماند که بحث «حمایت ملی» فقط این جور وقت هاست که مطرح می شود!
هیچ استقلالی از موفقیت پرسپولیس خوشحال نمی شود. هیچ پرسپولیسی هم از موفقیت استقلال خوشحال نخواهدشد. غیر از این باشد، قواعد هواداری یک جورهایی به هم می خورد. ما انگار در ملغمه ای از تعارفات بیخودگیر افتاده ایم.
پرسپولیس به فینال لیگ قهرمانان آسیا راه پیدا کرد. استقلالی ها نه تنها خوشحال نشدند که ناراحتی خود را با صراحت نشان دادند. سپاهانی ها هم همین طور و البته تراکتورسازان! پرسپولیسی ها حق ندارند ناراحت شوند چون آن ها هم به وقت شکست رقبا خوشحال می شوند حتی اگر این شکست در سطح آسیایی رخ داده باشد. مشکل اما از جایی شروع می شود که هواداران تیم تراکتورسازی  در جریان دیدار با ذوب آهن اصفهان، به جای تشویق تراکتور، به تشویق حریف ژاپنی پرسپولیس در فینال لیگ قهرمانان می پردازند!
 شعارهای جدایی طلبانه و بعضا تفرقه برانگیز که پیش از این در جریان دیدارهای این تیم تبریزی با سایر تیم های لیگ برتری در ورزشگاه تبریز طنین انداز شد و بهانه به دست ضدانقلاب داد، در میان سکوت محض مسئولان و کمیته انضباطی، نادیده گرفته شد تا «محسن رضایی» دبیر  مجمع تشخیص مصلحت مجبور به واکنش شود و بنویسد که « تنها فرمانده‌ای که پيكر پاكش در دفاع از مرزهاى ایران اسلامی از طریق رود دجله و اروند رود به آب‌های خلیج فارس پیوست و هرگز برنگشت آقا مهدی باکری بود. برادران آقامهدى باكرى، يعنى جوانان آذربایجانی ما، با سایر اقوام ایرانی، بختیاری‌ها، لرها، کردها ، بلوچ‌ها،  فارس‌ها، سینه‌های خود را در دفاع از ایران اسلامی سپر خواهند کرد.» حتی آن زمان هم رفتارهای نه چندان جالب برخی هواداران این تیم نادیده گرفته شد و شاید از جماعتی که شعار تفرقه افکنانه در جریان یک بازی لیگ برتری سر می دهند، توقعی بیش از این نباشد که «کاشیما آنتلرز» را هم تشویق کنند! (هرچند این گزاره درباره تمامی هواداران این تیم صدق نمی کند و قطعا تراکتورسازی هوادارانی پرشور و وطن دوست و باغیرت زیادی دارد.)
مشکل بعدی «توهین» کردن است. اینکه در یک کانال تلگرامی اصفهانی که طرفداران اصفهانی دارد، کانون هواداران پرسپولیس را به خاطر اینکه «بوق» خریده و به دست هواداران این تیم داده، ولو اینکه باعث خردشدن اعصاب بازیکنان درون زمین شده باشد(که شده)، {...} بنامیم! یا فلان بازیکن جوان این تیم را تنها به این خاطر که عملکرد درخشانی نداشته(آن هم در برهوت و قحطی بازیکن و دست خالی برانکو) رسما به تمسخر بگیریم و با بدترین الفاظ او را تحقیر کنیم، جالب نیست، اخلاقی نیست.
حتی سوپرستاره ای مثل «مارادونا» هم چندی پیش وقتی آن کلمات زشت و عجیب و غریب و توهین آمیز را در تحقیر «مسی» به کاربرد ، در نهایت مجبور به عذرخواهی شد.  مارادونا گفته بود : «صحبت کردن درباره قدرت مسی برای من سخت است؛ اما تبدیل کردن مردی که قبل بازی ۲۰ بار به توالت می رود به یک رهبر کاری بی معنی است.» و مارادونا عذرخواهی کرد چون «تحقیر» و «توهین» در هرکجای دنیا و در هر دین و آیین و مکتبی، عملی مذموم و ناپسند است و البته که قرار نیست این قدرها فوتبال را جدی بگیریم و به بهانه هواداری، پا روی تمامی اخلاقیات و اعتقادات مان بگذاریم. به قول «مجتبی شریفی» مدیر اسبق کمیته انضباطی فوتبال «ما قرار است با فوتبال بازی کنیم نه فوتبال با ما!»
جذب مخاطب و بالارفتن ممبرهای کانال و لایک خوردن در اینستاگرام به هر قیمتی نمی ارزد. اینکه نظری بدهیم و چندنفر برایمان ایموجی «لایک» و «احسنت» بفرستند، آن قدر ارزش ندارد که رفاقت ها از بین برود و توهین ها بالا بگیرد و دلخوری ها زیاد شود.
پرسپولیس قهرمان آسیا نشد. استقلالی ها، سپاهانی ها، تراکتوری ها و همه هواداران سایر تیم ها می توانند خوشحال باشند. کسی این حق را از آنها نمی گیرد. «بهزاد کاویانی»های درون ما هیچ وقت نمی توانند بر «عادل فردوسی پور» های درون مان غلبه کنند چون دومی صادقانه تر و صریح تر است و راحت عنوان می کند که «عرق ملی» در بازی های باشگاهی معنا ندارد.
اما کسانی که مواجب بگیر باشگاه خاصی هستند و خودشان را «هوادار» یا «خبرنگار» جا می زنند و برای گرفتن یک پست مشاوره هم که شده، حاضرند صبح تا شب پشت درب اتاق مدیرعامل باشگاه بخوابند، کسانی که در باشگاه تبریزی، اصفهانی، بوشهری، مشهدی ، خوزستانی و ... پست و مسئولیت دارند و خودشان طرفدار قرمز یا آبی هستند و به وقتش برسد ابایی از بروز عشق دورنی شان(!) ندارند، خبرنگاران شهرستانی که از برخورد تبعیض آمیز تهرانی ها گلایه می کنند؛ اما آرزو دارند در همین رسانه های تهرانی قلم بزنند یا اگر به آنها پیشنهادشود، با سر به پرسپولیس و استقلال می روند و از خدای‌شان است در یکی از این دوتیم، مشاور و مدیر رسانه ای یا روابط عمومی یا هرپست دیگری نصیب شان شود، هوادار تیم اصفهانی که خبرنگار خانم همشهری اش را به جرم نوشتن مطلبی نقدآمیز درباره تیم محبوبش ، تهدید به «اسیدپاشی» می کند و خیلی های دیگر ، اینها هیچ کدام حق ندارند از «تبعیض» حرف بزنند. حق ندارند عَلَم هواداری از سپاهان و ذوب آهن به دست بگیرند و به این بهانه، بقیه را بکوبند.
محرم نویدکیا که محرم نویدکیاست و گفته می شد در تمام سال های پرفروغ حضورش در سپاهان حاضر نشد به پرسپولیس یا استقلال برود هم استثناء نیست چون ته علت نرفتنش را که کند و کاو کنی، به عللی به جز «عرق» و «تعصب» هم می رسی. بقیه که دیگر تکلیف‌شان روشن است. سپاهان و ذوب آهن مگر چیزی به جز ترکیبی از بازیکن و مدیر و مربی است؟ کدام بازیکن و مربی و مدیر این دو تیم را می شناسید که اگر یک پیشنهاد خوب از استقلال و پرسپولیس دریافت کنند، آن را در سطل زباله انداخته و به عشق «اصفهان» و «هوادار» در این شهر بمانند؟!! خودمان چطور؟
کاسه های داغ تر از آش نباشیم. رسانه آداب خودش را دارد . رسانه‌ای هوادار هم می خواهیم باشیم، حداقل کمی منطق چاشنی کارمان کنیم.
*پی نوشت: توجه بیش از اندازه به سرخابی ها و دوقطبی بودن فوتبال که البته در این سال ها توسط برخی تیم ها از جمله سپاهان شکسته شد و بسیج شدن وزارتخانه و رسانه ملی و رسانه ها در حمایت از سرخابی ها و ...که در هیچ کدام از لیگ های پویای حرفه ای در دنیا دیده نمی شود  را منکر نمی شویم.
نویسنده : امیرعلی مراتی