روزنامه فرهنگی،اجتماعی،سیاسی،اقتصادی و ورزشی

زاینده رود

گزارشی از یک روز حضور در پلیس آگاهی و ستاد فرماندهی انتظامی استان؛

خوش برخوردهای صبور و قاطع

کد خبر : 9087
۱۳۹۷/۱۰/۰۷ - ۱۶:۴۸
همه چیز از یک پیشنهاد شروع شد؛ پیشنهاد مصاحبه با فرماندهان انتظامی استان به مناسبت هفته نیروی انتظامی . پیشنهادی که در تحریریه مطرح شد و با نزدیک شدن به هفته ناجا به سراغ «سرهنگ درستکار» رفتیم و پیشنهادمان را با او مطرح کردیم و خواستیم تا ما را برای گرفتن مصاحبه ها همراهی کند. رییس مرکز اطلاع‌رسانی فرماندهی انتظامی استان اصفهان که در این سال ها بارها و بارها نشان داده و البته ثابت کرده ارتباط خوب و حسنه و تعامل بسیار خوبی با رسانه ها و خبرنگاران دارد، این بار هم ما را تنها نگذاشت و زحمت هماهنگی با تمامی افرادی که درخواست مصاحبه با آن ها را داشتیم، کشید. هماهنگی ها به فاصله تنها یکی دو ساعت پس از تقاضای ما صورت می گرفت و با همراهی روابط عمومی و معاونت اجتماعی، قرار شد تا در یک روز کلیه مصاحبه ها انجام شود.
معاونت وظیفه عمومی، رییس پلیس فتا، رییس پلیس راهور، رییس پلیس آگاهی استان و جانشین فرماندهی انتظامی استان چهره هایی بودند که قرار بود به ترتیب با آن ها مصاحبه کنیم. ابتدا به مقر پلیس آگاهی استان در خیابان قائمیه رفتیم. در یک خیابان که شیب سربالایی دارد و طبیعی است که شلوغ و محل رفت و آمد باشد. برای ورود به دفتر معاونت نظام وظیفه کمی معطل شدیم. قرار بود به سراغ «سرهنگ پناهپوریان» برویم. از قبل به واسطه روابط عمومی و معاونت اجتماعی، با رییس دفتر سرهنگ هماهنگی کرده بودیم. با این حال سربازهایی که در نگهبانی ورودی بودند، بیشتر از مافوق خود سختگیری می کردند! پس از چنددقیقه و با تماسی که با سرهنگ درستکار گرفتیم و صحبتی که سرهنگ با سرباز انجام داد، مشکل خیلی زود حل شد و به سمت دفتر سرهنگ پناهپوریان راهنمایی شدیم. برای رفتن به اتاق سرهنگ خیلی معطل نشدیم .
 سرهنگ با روی باز و احترام دعوت کرد تا بنشینیم و در مدت نیم ساعتی که در حضورش بودیم، با سعه صدر و البته احتیاط قابل توجهی پاسخ سوالات‌مان را داد. سوالات زیادی داشتیم که مطرح کردیم و پاسخ بسیاری از آن ها حواله به ارگان ها و سازمان های دیگر داده شد چون سرهنگ می گفت جواب این سوالات با من نیست و ربطی به معاونت وظیفه ندارد. مثلا درباره اینکه آیا آماری از حوادثی که برای سربازها در اصفهان پیش آمده ، دارند یا نه . یا اینکه چرا بعضی سربازها دست به هرکاری می زنند تا از دورانی که از آن با عنوان «خدمت مقدس» یاد می شود، فرار کنند!
سرهنگ تمایل داشت تا بیشتر به سوالاتی پاسخ بدهد که به زعم خودش پاسخ آن ها برای مردم مفیدتر است و خواننده بیشتری هم جذب می کند. مثلا اینکه مردم برای اینکه معطل نشوند از طریق چه تلفن و یا سامانه پیامکی اطلاعات درباره وضعیت خدمت فرزندان خود کسب کنند یا دولت الکترونیک چه کمکی در جهت برچیده شدن حضور سربازها در اداره و خدمات غیرحضوری آن ها انجام داده است.
پس از مصاحبه با سرهنگ پناهپوریان، راهی دفتر رییس پلیس فتا شدیم . قرار بود با «سرهنگ مرتضوی» که مصاحبه های او را زیاد می خوانیم و از جمله رؤسای رسانه ای پلیس استان است، گفت و گو داشته باشیم . از همان برخورد اول، «جدیت» اولین خصیصه رییس پلیس فتای استان بود که به چشم‌مان آمد. «سرهنگ مرتضوی»  پاسخ تمام سوالات مان را داد و البته می دانست که چه جوابی باید بدهد و به تعبیر خودش «تا چه اندازه و تاکجا شفاف سازی کند چون شفاف سازی اگر حرفه ای نباشد، سیاه نمایی می شود.» 
با سرهنگ مرتضوی بیشتر درباره فضای مجازی و تلگرام و فیلترینگ صحبت کردیم . درباره پیام رسان های داخلی هم نظرش را پرسیدیم و تاکید کردکه خودش در هیچ پیام رسان خارجی عضو نیست و  تنها از یک یا دو شبکه  پیام رسان داخلی  استفاده می کند،  مصاحبه ما با رییس پلیس فتای  استان یک ساعتی به طول انجامید و ساعت از 14 گذشته بود که از اتاق سرهنگ مرتضوی بیرون آمدیم تا راهی دفتر «سرهنگ سلیمیان» رییس پلیس آگاهی استان شویم. ساختمان روبرویی محل قرار بعدی برای مصاحبه بود. ساختمانی که خلوت بود و تابلوهای راهنما راه را تا دفتر رییس پلیس آگاهی نشان مان می داد.  اتاق سرهنگ سلیمیان بزرگ بود و پر از قاب عکس و تابلوهایی از امام(ره) و رهبری و شهدا . لوح تقدیرهای فراوانی هم ، در گوشه ای از کمد دیواری به چشم می خورد. در دفتر سرهنگ همه چیز ساده اما شیک بود. رییس پلیس آگاهی استان  هم با رویی باز پذیرای ما شد. برخورد خوب و روی خوش و احترام به مراجع (چه خبرنگار و چه غیر خبرنگار) از ویژگی های مشترک تمام افرادی بود که آن روز در مجموعه نیروی انتظامی دیدیم. از سرباز گرفته تا رییس پلیس ؛ همگی با ادب و احترام و سعه صدر ویژه یک پلیس مقتدر که قرار است امین مردم هم باشد، رفتار می کردند. سرهنگ سلیمیان آرام و متین و با صبر و حوصله در حدود بیش از یک ساعتی که در دفترش حضور داشتیم، پاسخگوی سوالاتمان شد. همان ابتدا درباره احتیاط زیاد پلیس در پاسخگویی به خبرنگاران و در حوزه اطلاع رسانی پرسیدیم . سرهنگ با صداقت و صراحت جواب مان را داد. وقتی از او آمار خواستیم، اگر اجازه داشت که آمار بدهد می داد و جایی که مجوز آن را نداشت، می گفت که نمی تواند آمار بدهد. دلیلش را هم می گفت. درباره اغتشاشات در شهر، اعتراض کامیونداران، سرقت های مسلحانه و غیرمسلحانه، تلخ ترین و شیرین ترین خاطره اش و مسائل دیگر حرف زد. و البته پاسخ های سرهنگ در مرحله نهایی به پیشنهاد پلیس حذف شد چون قابل رسانه  ای شدن نبود و درنهایت از 14 صفحه مصاحبه ای که آماده شده بود، 4 صفحه به دستمان رسید!  سرهنگ سلیمیان از تلاش بی وقفه پلیس و در رأس همه «سردار معصوم بیگی» برای حل مشکل کشاورزان گفت و از اینکه پلیس امین مردم است. روبروی مردم نیست. اواسط مصاحبه، با کافی میکس خوش طعمی پذیرایی شدیم. تلفن اتاق رییس یک بار زنگ خورد و تلفن همراهش هم چندباری به صدا درآمد . از وقت مصاحبه هم گذشته بود و سوالات ما همچنان ادامه داشت و درنهایت مسئول دفتر سرهنگ به داخل اتاق آمد و یادآور شد که ساعت 16 جلسه دارند. سرهنگ اما کمی بیشتر هم ماند و پاسخ داد و قرار شد درباره گزارش عملکرد پلیس طی شش ماهه اول سال 97 به طور مفصل در جلسه دیگری صحبت کنیم.
از اتاق سرهنگ سلیمیان که بیرون آمدیم ، ساعت از 16 گذشته بود و فرصتی برای انجام مصاحبه های بعدی نبود.طی هماهنگی با سرهنگ درستکار قرار شد مصاحبه های باقی مانده را در فرصتی دیگر انجام دهیم. دو روز بعد، فرصت بعدی فراهم شد. با کمی تاخیر وارد ستاد فرماندهی انتظامی استان شدیم. به لطف هماهنگی سرهنگ درستکار بدون هیچ مشکل و تاخیر وارد ستاد شدیم. در بدو ورود، «سعید آذری» مدیرعامل باشگاه ذوب آهن را دیدیم که وارد ستاد شد . از همان لحظه سناریوهای مختلفی درباره چرایی این حضور به ذهن مان رسید. گفتیم شاید برای ادای پاره ای از توضیحات(!) به اینجا آمده و یا مثلا آمده تا درباره رفتار احتمالا خارج از عرف یکی از بازیکنانش توضیح بدهد. می خواستیم از خودش علت این حضور را بپرسیم اما خیلی زود از جلوی چشم‌مان ناپدید شد. به سمت دفتر جانشین فرمانده انتظامی راهنمایی شدیم. این بار قرار شد میهمان «سرهنگ دکتر حسین حسین زاده» جانشین فرماندهی انتظامی استان باشیم. کسی که اصفهانی ها سال هاست او را می شناسند و به نیکی از او یاد می کنند. چهره ای سختکوش، بااخلاق و حرفه ای و توانمند در کارش که مجموعه ناجای استان و مردم به داشتنش افتخار می کنند. سرهنگ حسین زاده را پس از حدود 14 سال دوباره از نزدیک می دیدم. هنوز همان قدر مهربان، خوش برخورد و البته کمی جدی تر از قبل! سفیدی چندتار مو روی سرش نشان از گذر عمر داشت. کارآگاه جنایی ای که دکترای جغرافیا و برنامه ریزی شهری دارد و از رساله خود هم دفاع کرده، کتاب منتشر کرده، سال ها ریاست هیئت کشتی را در زادگاهش برعهده داشته و عناوین قهرمانی در این رشته را در کارنامه ورزشی خود دارد و آن قدر به ورزش علاقه مند است که حتی مشغولیت های جنایی و پلیسی هم نتوانست مانع از حضور حرفه ای او در این حوزه شود . یک جفت میل باستانی در گوشه اتاق سرهنگ که روی آن نام مقدس مولا امیرالمومنین (ع) نقش بسته بود، حکایت از دلبستگی عمیق سرهنگ به ورزش پهلوانی و گود زورخانه دارد. اتاق بزرگ با میزی بزرگ که برای تشکیل جلسات، مناسب و عالی به نظر می رسد. سرهنگ در حال تماشای یکی از شبکه های تلویزیونی بود که مسئول دفترش ، خبر حضور ما را به او داد. تاخیر ما باعث شد تا سرهنگ حسین زاده در ابتدا با عذرخواهی اعلام کند که قرار است در جلسه ای که مدیرعامل باشگاه ذوب آهن هم در آن حضور دارد، خدمت سردار معصوم بیگی برسد و مجبور است چنددقیقه ای ما را تنها بگذارد. فرصت خوبی بود تا هم خبر آمدن آذری را بدهیم و هم علت حضورش را از سرهنگ سوال کنیم و تازه آن جا متوجه شدیم آقای مدیرعامل تنها برای عرض تبریک و خسته نباشید هفته ناجا به ستاد فرماندهی آمده است!
در کنار قاب عکسی از سرهنگ حسین زاده که از آمادگی بدنی بالای او در یکی از مراسمات رژه خبر می داد، چشم‌مان به تصویری از یک شهید مدافع حرم نام آشنا افتاد: «شهید حسین آقادادی» . اینکه چرا میان این همه شهید، تصویر شهید آقادادی در اتاق جانشین فرمانده انتظامی استان نصب شده، سوالی بود که تصمیم گرفتیم در حین مصاحبه پاسخ آن را از سرهنگ بگیریم و در نهایت متوجه شدیم شهید عزیز مدافع از دوستان سرهنگ حسین زاده بوده است. سرهنگ وقتی می خواست از او حرف بزند، با صدایی که می شد بغض را در آن دید و شنید ، گفت : «حسین؟... با هم دوست بودیم. از بهترین دوستانم بود...» ( مصاحبه سرهنگ حسین زاده هم بعدا و در مرحله تایید نهایی ، کلا حذف شد و سرهنگ اعلام کرد بهتر است چاپ نشود!)  جواب های سرهنگ حسین زاده «استادانه» و «حرفه ای» بود. از چهره ای مثل او بعید هم نبود . اواسط مصاحبه «فرمانده یگان ویژه» هم از راه رسید. با سرهنگ حسین زاده کار داشت و چشمش به میهمان های سرهنگ که افتاد، گفت وقت دیگری می آید اما با دعوت سرهنگ به اتاق آمد. سرهنگ با لبخند به «حسین امجدیان» گفت که «میهمان ها غریبه نیستن، همکاران خودمون هستن، خبرنگارن» . حالا فرمانده یگان ویژه استان هم مقابل‌مان نشسته بود و فرصتی بی نظیر برای انجام یک مصاحبه تفصیلی و اختصاصی دیگر هم بود بویژه اینکه یگان ویژه از محبوب ترین و زبده ترین نیروهای ناجا هستند و خیلی ها دوست دارند درباره این نیروها و شرایط استخدامی یگان ویژه بدانند. فرصت اما کم بود و سوالات ما از سرهنگ حسین زاده باقی مانده بود. به وقت اذان مغرب هم نزدیک می شدیم. با این حال سرهنگ امجدیان آرام و متواضع با لبخندی برلب قبول کرد که در فرصتی مناسب مصاحبه اختصاصی با موضوع یگان ویژه در اصفهان با او داشته باشیم.
از سرهنگ حسین زاده و امجدیان خداحافظی کردیم و بیرون آمدیم. قبل از خروج چشم‌مان به دفتر فرماندهی انتظامی استان افتاد و دری که باز بود و چراغی که روشن...  دل‌مان نیامد بدون دیدار با فرمانده از ستاد خارج شویم. تصمیم گرفتیم هرچند بدون هماهنگی قبلی بود اما دیداری هم با فرمانده داشته باشیم.  تمام کسانی که در دفتر سردار حضور داشتند، با نهایت خوش خلقی و برخورد محترمانه رفتار می کردند. دست آخر هم گویا دل‌شان نیامد دو خبرنگار خانم منتظر بمانند و یکی از افسرها گفت به سردار خبر می دهد که ما منتظر هستیم و چند دقیقه بعد گفت که سردار گفته شاید جلسه اش طول بکشد و اشکالی ندارد وسط جلسه به دیدار برویم. قصدمان تنها سلام کردن و گفتن تبریک و خداقوت به مناسبت هفته ناجا بود؛ اما سردار معصوم بیگی خواست تا چنددقیقه ای بنشینیم و درواقع این جناب فرمانده بود که ما را غافلگیر کرد! این میزان تواضع و خوشرویی را در میان مسئولان کمتر دیده بودیم . سرهنگ حسین زاده گفته بود که «سردار دانشمند نیروی انتظامی و یک انسان فوق العاده است.» فوق العاده بودن را بدون اغراق در اتاق فرمانده انتظامی استان و در اولین برخورد دیدیم. در مردی که سادگی و صداقت دوست داشتنی در برخورد با مردم را از نزدیک در او دیدیم و اخبار قاطعیت و توانمندی هایش در برخورد با قاچاقچیان و اراذل و اوباش و برهم زنندگان امنیت مردم را هم بارها و بارها در اخبار دیده و شنیده بودیم. اما مردی که مقابل ما نشسته بود و از همکارانش و از مردم اصفهان با نهایت خوبی و نیکی یاد می کرد و از «برادران» خوبی که در اصفهان نصیبش شده، حرف می زد. حدود یک ربع  میهمان فرمانده انتظامی استان بودیم و  با احترام فراوان بدرقه شدیم آن هم در حالی که یک خاطره خوش دیگر از چند ساعت حضور در مجموعه ناجا به خاطرات دوران خبرنگاری مان اضافه شد. تازه از ستاد بیرون آمده بودیم که به طور اتفاقی متوجه شدیم شبکه سه سیما در حال پخش مستند « یک روز با فرمانده» با محوریت حضور «سردار معصوم بیگی» در اصفهان است. در قسمتی از مستند، سردار به دختران دانش آموز که از پدرهای شان و عشق به آن ها حرف می زدند، گفت که «حواس تان به بچه های شهدا باشد.» ... از روبه روی گلستان شهدای شهر رد شدیم. چشم مان به قاب عکس شهدا افتاد . بوی اسپند می آمد و صدای «سیدرضا» هم به گوش می رسید.
روزگاری در این سرزمین مردان مردی بودند که با اقتدا به حضرت روح ا... رفتند تا اجازه ندهند خط و خشی به صورت امنیت این سرزمین بیفتد. تا حافظ ارزش ها باشند و مدافع وطن . سال ها بعد پهلوانانی نه از نسل قدیم که از همین نسل جدید آمدند که مدافع «وطن» و «حرم شدند و اگر نبودند، به تعبیر رهبر فرزانه، باید در خاک خودمان با دشمن می جنگیدیم. دشمنی که در چشم به هم زدنی غفلت، تا مرکزیت نظام جمهوری اسلامی هم آمد و در حرم حضرت روح ا... و مجلس ایران ، اسلحه روی مردم گرفت و داغ بر دل این ملت گذاشت و چندی پیش هم سر و کله منحوس شان در میان رژه در شهری پیدا شد که هنوز هم بوی باروت می دهد. این سرزمین تا همیشه تنش از لمس بوی باروت ، عطر عشق و شهادت می دهد. این کشور در منطقه پرآشوب و جنگ زده خاورمیانه به برکت تقدیم شهدا در آرامش و امنیت به سر می برد و نیروی انتظامی به همراه سایر نیروهای مسلح در کشورمان می داند که تا همیشه باید پاسدار و حافظ امنیتی باشد که «شهدا» برای این سرزمین به ارمغان آوردند. آن چه پیش رو دارید، ماحصل گفت و گوی دوروزه ما با مجموعه نیروی انتظامی است که قرار بود در هفته ناجا منتشر شود و به دلایل مختلف میسر نشد. بدون اغراق و تعارف آن چه در این دوروز به عینه دیدیم و باز هم بر آن تاکید می کنیم ، برخورد خوب بر و بچه های نیروی انتظامی و همکاری عالی آن ها برای گرفتن مصاحبه ها بود و امید است نتیجه خوشایند مخاطبان هم باشد.  گفتنی است مصاحبه ها قرار بود به مناسبت هفته ناجا منتشرشود که در دست انداز و هفت خوان گرفتن تاییدیه ماند و با تاخیر منتشر می شود.

سرهنگ سلیمیان، رییس پلیس آگاهی استان:
اقتـدار به   زور  بـازو  و   زدن  نیسـت
مصاحبه با سرهنگ سعیدسلیمیان  که مدت زیادی نیست به عنوان رییس پلیس آگاهی مشغول به کار شده، حدود یک ساعت و نیم طول کشید و متن تایپ شده این مصاحبه 14 صفحه بود که در مرحله تایید توسط ناجا به 4 صفحه تقلیل یافت! اگر سوالات کمی با ربط و بی ربط و پراکنده به نظر می رسند، به همین علت است.

در بحث احتکار که همزمان با گرانی دلار و افزایش قیمت کالاها پیش آمد، این سوال برای ما مطرح است چرا  در این باره پیش بینی و پیشگیری صورت نگرفته بود که بخواهند شناسایی و برخورد کنند؟
اینکه ما جنسی را به عنوان احتکار فرض کنیم، پروسه خاصی دارد که باید دنبال شود. الان یک جنسی در انبار هست، در بازار هم هست ، طرف هم فروشنده است و مشکلی ندارد و ما نمی توانیم ابتدا به ساکن و تنها به جرم اینکه در انبار خودش آن جنس و کالا را جمع کرده، او را دستگیر کنیم اما یک دفعه قیمت ارز و سکه بالا می رود و اتفاقاتی در بازار می افتد که متعاقب آن اعلام می شود. انبارهایی که در سامانه صنعت، معدن و تجارت ثبت شده و کسی اعلام کرده من این مقدار جنس در انبار دارم و مشخصات آن را داده ، از حالت احتکار خارج است و صمت با توجه به کشش بازار به فرد اعلام می کند این مقدار از کالایی که داری را باید به بازار تزریق کنی و این چیزی نیست که یک‌دفعه به وجود بیاید؛ اما کسانی هستند که بررسی می کنیم و می بینیم انبار از قبل داشته اند و دیدند که اجناس گران می شود و اعلام و ثبت نکرده‌اند، اینجا عنوان احتکار به آن تعلق می گیرد و انبارشان پلمپ می شود و پرونده به تعزیرات می رود و اجناس در بازار پخش می شود. این پروسه خاصی دارد که در زمان های مختلف ممکن است تغییر کند.
چرا علاج حادثه قبل از وقوع نمی شود؟
الان تجاری هستند که اموال از خارج می خرند و به داخل کشور می آورند و تشریفات گمرکی هم انجام می شود و مشکلی هم نیست. وقتی عنوان احتکار به آن تعلق می گیرد که در بازار نباشد. من گزارشی درباره انبار پوشک بچه داشتم. این موضوع به خودی خود مشکلی نبود. از سال گذشته هم شخص انبار پوشک داشت و خریده بود و در زیرزمین خانه اش نگهداری کرده بود و کسی هم کاری به او نداشت. ولی یکدفعه مشکل کمبود پوشک در بازار به وجود آمد  و آن موقع است که ما حساس می شویم و می رویم ببینیم چه کسی انبار دارد و کجاست و بررسی هم می کنیم که اقدامات قانونی درباره آن انجام شده باشد.
در آمارها  اینطور اعلام شد که اصفهان جزو سه استان اول در احتکار بوده،خب اصفهان مرکز صنعت کشور است و استانی است که راه های اصلی کشور از آن عبور می کند ، هم تجار زیاد و هم بازار مصرف زیادی دارد . اصفهان به خاطر اصفهان بودنش انبارهای بیشتری دارد. کمااینکه به خاطر وضعیت جغرافیایی اش، بیشترین راننده و کامیون را هم دارد . اصفهان ویژگی های خاصی دارد که در برخی آیتم ها از استان های دیگر بالاتراست ؛اما نه اینکه بگوییم خلافکارها و محتکران در اصفهان جمع شده اند.
گزاره ای که درباره پلیس و فرماندهان انتظامی اصفهان مطرح بوده، این است که بسیارتوانمند هستند و در رده های بالای مدیریتی نظامی و انتظامی کشور ، مدیران و فرماندهان اصفهانی زیادی داریم. به نظر شما علت این امرچیست؟
خب به این خاطر است که اصفهان شهر خاصی هم هست و ظرفیت های ویژه‌ای دارد. استان اصفهان با استان های دیگر تفاوت های زیادی دارد از لحاظ اقتصادی، جغرافیایی، فرهنگی و از طرف دیگر اتفاقاتی که می افتد روی اصفهان تاثیرگذاری بیشتری دارد. در حال حاضر اصفهان بعد از تهران در هر زمینه ای حرف اول را می زند.
یکی دیگر از دلایل توانمندی  نیروهای انتظامی اصفهان این است که تقریبا نهادهایی که در اصفهان هستند، هم پوشانی و تعامل بهتری دارند و اکثر دستگاه ها  با هم هماهنگ هستند  و کمتر جزیره ای عمل می کنند. این هماهنگی درصد موفقیت ها را بالاتر می برد. موفقیت بیشتر است و امنیت بالاتر می رود و کار مردم راه می افتد.
موردی بوده که همه نهادها مثلا ناجا و سپاه و ارتش و اطلاعات و ... روی موضوعی کار کرده باشند و به نتیجه رسیده باشند ؟
مورد خاصی که نبوده اما مثلا در همین مورد آب، همه نهادها با هم همکاری می کنند. اما اینکه در یک مورد و پرونده خاص بخواهیم همکاری کنیم، امکانش نیست و دخالت محسوب می شود ولی درباره مسائل اجتماعی با هم همکاری خوبی داریم.  در ماجرای تجمعات اعتراضی امسال نیروی انتظامی برخورد خیلی خوبی با معترضین داشت و سعه صدر خوبی را از ناجایی ها شاهد بودیم. پلیس یک نیروی آموزش دیده است. می داند کجا چگونه برخورد کند. باید بین کسانی که معاند و ضد نظام هستند و برای ناامن کردن کشوربه صحنه می آیند با کسانی که معترض بوده و دنبال حق و حقوق‌شان هستند، تفاوت قائل شویم. اگر بخواهیم با همه یک جور برخورد کنیم، نمی شود. البته تا وقتی که از خط قرمزها  عبور نشود، پلیس به عنوان یک نیروی مداراکننده است.
این خط قرمزها چیست؟
خط قرمزها این است که آتش بزنند، به اموال عمومی آسیب برسانند، شعارهای ساختارشکنانه بدهند. مزاحمت برای مردم ایجاد کنند  ولی تا وقتی که آرامش باشد ، پلیس سعی می کند که مدارا کند. ما  با افرادی که به تضییع حقوق خود اعتراض دارند، اگر از بدنه نظام باشند می نشینیم و با هم صحبت می کنیم تا مشکل رفع شود. ممکن است یک عده ای توجیه نشده باشند که سعی می کنیم توجیه‌شان کنیم .
 خدا می داند در همین ماجرای کامیون داران چقدر با مسئولان صحبت کردیم و از حق و حقوق‌شان دفاع کردیم. نیروی انتظامی مشکلات مردم را شنیده و انتقال داد و کنار مردم ایستاد. منتی هم نیست چون ما وظیفه مان را انجام می دهیم. شعار امسال ما «پلیس مقتدر» است. اقتدار به قدرتی است که مشروعیت دارد و قانونی است و مردم آن را قبول دارند. اقتدار به زور بازو و زدن نیست.
یک خاطره خیلی به یادماندنی چه تلخ چه شیرین از دوران خدمت‌تان در پلیس برایمان تعریف می کنید؟
اگر بخواهم درباره تلخ ترین خاطره حرف بزنم، سال 90 بود که سرقت مسلحانه در رهنان انجام گرفت و به دو برادر در طلافروشی حمله شد و هردو را به قتل رساندند که خیلی متاثر کننده است. دو برادر از یک خانواده که هم از آن ها سرقت شد و هم به قتل رسیدند . تا چندی پیش که قاتل را پیدا کردیم و مردم و خانواده مقتول هم خوشحال بودند .
شما طرحی با موضوع امنیت محله محور داشتید ولی الان مردم نگرانند و می گویند طرف بازداشت می شود؛ اما یک مدت بعد دوباره آزاد می شود و به محله برمی گردد.
اجازه بدهید من این موضوع را برایتان شرح بدهم. وقتی یک زندانی آزاد می شود، باید برنامه های تامینی و تربیتی پس از آزادی برای زندانی اجرا شودو  فرد آزادشده باید مشغول به کار و سرگرم شود تا دوباره به عرصه جرم برنگردد. اما درعین حال بهترین راهکار این است که از وقوع جرم پیشگیری شود. ما راه های پیشگیری از جرم را به مردم می گوییم. بایستی زمینه های وقوع جرم را کم کرد . شهرداری باید محله های عقب مانده ،تاریک ، حاشیه نشین و مهاجرپذیر و ... را اصلاح کند. بچه ها در مدارس باید آموزش ببینند.
چرا با وجود هشدارهای مکرر پلیس ، بازهم سرقت رخ می دهد؟
اینکه در ایران به هشدارها شاید توجه نمی شود، به این خاطر است که باید تبلیغات جذاب تر شود، اینکه من تریبونی حرف بزنم دیگر جواب نمی دهد. الان باید فیلم و انیمیشن درست کنیم و از فضای مجازی استفاده بهره ببریم.
سردار اشتری نگاه ویژه ای به اصفهان دارند؟
 انتظار سردار از فرماندهان اصفهانی شاید بیشتر است. طبیعی است ولی اینکه الان از اصفهان در رأس مسئولیت ها هستند به خاطر وضعیت خاص اصفهان است که بیشتر با مشکلات دست و پنجه نرم کرده است ولی در کل سردار نگاه یکسانی به کل کشور دارند.
پلیس اصفهان با اینترپل همکاری می کند؟
بله، اخیرا به دنبال مجرمی بودیم که در ترکیه بود و با همکاری اینترپل به ایران بازگردانده شد.
شهید خاصی هست که ارادت ویژه ای نسبت به او داشته باشید ؟
نسبت به تمام شهدا ارادت ویژه دارم. شهید ابوتراب که از شهدای ناجاست سال 83 در عملیات دستگیری سارقین مسلح شهید شد.  پسرش هم  در حال حاضر راهش را ادامه می دهد .
نویسنده : سمیه پارسادوست / سمیه مصور