روزنامه فرهنگی،اجتماعی،سیاسی،اقتصادی و ورزشی

زاینده رود

به بهانه دومین سالگرد فوت «یار دیرین امام و رهبری»؛ نگاهی به سفرهای مرحوم هاشمی به اصفهان در دهه 70

شهری که «هاشمی» دوستش داشت

کد خبر : 9223
۱۳۹۷/۱۰/۱۸ - ۱۵:۰۱
ما دهه شصتی های این شهر، اولین خاطرات مان از «هاشمی رفسنجانی» شاید به سفر او به اصفهان برمی گردد. او دهه 70 و در دوران ریاست جمهوری خود، به اصفهان سفر کرد. پس از پایان سفر سه روزه خود به این استان، در گفت و گو با خبرنگاری از دستاوردهای این سفر گفته است. لابه لای خواندن مصاحبه آن روز، به نکات جالبی برخوردیم.
مثلا اینکه هاشمی آن زمان دغدغه انرژی هسته‌ای داشته و احتمالاهنوز  اعتقادی به اینکه «دنیای فردا دنیای مذاکره است نه موشک» نداشته است.
هاشمی می گوید: « ما از یک رآکتور تحقیقاتی سازمان انرژی هسته‌ای پرده‌برداری کردیم که کار خوبی است که با کمک چینی‌ها انجام دادیم و حرکت با ارزشی است. در جلو رفتن کارهای هسته‌ای، در جهت بهره‌برداری صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای از کارخانه بسیاربسیار مهم ال.ای.بی بازدید و افتتاح کردیم و آن کارخانه یکی از حلقه‌های زنجیر تولید مواد شوینده را که تابه حال مفقود بود، ایجاد کرده است...»
بعد از زیبایی ها و منحصربه فرد بودن اصفهان سخن می گوید. در همان سفر بیمارستان «الزهرا» بهره برداری می شود و مرحوم هاشمی پیش بینی می کند که این بیمارستان با ظرفیتی که دارد می تواند بهترین بیمارستان ایران در آینده شود.
او می گوید: « در اصفهان شهرداری انصافا شهر را خیلی خوب ساخته و تنظیم کرده است. می‌تواند به عنوان یک شهر نمونه‌ای که خدمات‌شهری اش به خوبی انجام می‌شود، مطرح باشد.» و بعد صحبت از «آب» و «تونل کوهرنگ» می شود. هاشمی می‌گوید: «چیزی‌که من در سفر قبلی به اصفهان و همچنین در سفرم به استان چهارمحال بختیاری و در سفر به یزد وعده داده بودم کار تونل سوم کوهرنگ است. خیلی طرح عظیمی است. حدود 250 میلیون متر آب را از آن‌طرف زاگرس به این‌طرف می‌آورد. آبی که همیشه از اول تاریخ ایران هدر می‌رفته است. می‌دانیم این طرف هر قطره‌اش با ارزش است. اصولا یکی از کارهای مهم ما در آینده این خواهد بود که از مناطقی که آب زیادی دارند، آب زیادی را به مناطق نیازمند  از جمله به منطقه مرکزی از آن طرف البرز، از آن طرف زاگرس و از جاهای دیگر منتقل کنیم. این تونل 23 کیلومتر است. تونل عظیمی است وسد بزرگی با 170 میلیون متر، ظرفیت آبگیری دارد که کار اجرایی آن شروع شد. امیدوارم بتواند به زودی، البته این طولانی است زمان طرحش 5/8 متر آب در ثانیه منتقل کند به این طرف که هم خود چهارمحال و هم اصفهان و هم یزد استفاده می‌کند و به دنبال همین هم تصمیم گرفتیم که خط لوله انتقال آب از زاینده رود به کاشان را اجرا کنیم که جزو آرزوهای این منطقه بود. اصفهان در شمال، مناطق کویری بسیار خشک دارد که باید یک مقداری از آب ها را به این طرف منتقل کرد.به نایین، به اردستان، به همین کاشان که قبلا آن طرح ها در دست اجراست این هم شروع خواهد شد ...»
یک نکته جالب دیگر از لابه لای صحبت های هاشمی درباره سفر به اصفهان و کاشان اشاره به نامه هایی است که در خلال سفر استانی از مردم دریافت می کرده؛ هاشمی در این باره می گوید: «ما نامه را بی‌جواب نمی‌گذاریم. هرچه نامه که می‌گیریم بعد از اینکه ما رفتیم از طرف من هیئت‌هایی می‌آیند به نامه‌ها رسیدگی می‌کنند. به ادارات مربوطه توصیه می‌شود که به کارهای مردم رسیدگی کنند، آنهایی که حرف حقی زدند، از آنها می‌شود برای اصلاح وضع کشورمان بهره‌برداری کرد.»
سال ها بعد وقتی احمدی نژاد توانست در انتخابات ریاست جمهوری، هاشمی رفسنجانی را پشت سر بگذارد و به پاستور راه پیدا کند، بابت سفرهای استانی و دریافت نامه از مردم به «پوپولیست بودن» متهم شد!
در سال 1376 هاشمی رفسنجانی بازهم به اصفهان سفر می کند و این بار هم طرح هایی افتتاح و بهره برداری می شوند.
 هاشمی باز هم از دستاوردهای این سفر می گوید و باز هم از اصفهان تعریف می کند و این بار تاکید می کند که اصفهان «پیشتاز عمران شهری» بوده و می تواند الگوی سایر شهرها باشد .
درباره اقدامات مهمی که در سفر به اصفهان صورت گرفته، اینچنین توضیح می دهد : «...همین طرح پالایشگاه قطران بود که کار مهم ما در کشور در حوزه کارهای بزرگ است. کارهای کوچک را در بخش خصوصی داشته‌ایم ولی این یک کار عظیم است. ما از ابتدای تاسیس کارخانه ذوب آهن زغال سنگ آنجا را تبدیل به کک می‌کردیم، یکی از محصولات کک سازی قطران بود که به عنوان مزاحم محیط زیست در حوضچه‌های بیرون کارخانه جمع می شد... این پالایشگاه هجده محصول گران قیمت را تولید می کند.
کار دومی که برای من خیلی اهمیت داشت طرح توسعه فولاد مبارکه است، فولاد مبارکه از افتخارات صنعتی فولاد ماست. در کشورهای در حال توسعه نمونه‌ای به این خوبی نداریم انصافا هم خوب ساخته شده است و هم خوب اداره می‌شود. ظرفیت کارخانه فولاد مبارکه به چهار و نیم میلیون تن آهن مذاب می رسد به اضافه این که از این چهار میلیون تن ورقه بیرون می‌آید که واقعا یک واحد بسیار با ارزش و فوق مدرنی در کشور ماست.کارخانه مثل ساعت کار می کند و همه چیز آن منظم است.
در میدان امام، طبقه دوم را ، تمام دور میدان را با همان وضعی که دارد، تبدیل به موزه می‌کنند. بعد هتل سازی است و کارخانه سیمان خوبی هم از مواد آهکی باقی مانده حوض ماهی که برای فولاد مبارکه می‌آید ساخته می‌شود. تامین اجتماعی هم کار خیلی خوبی کرده است. از آن سرمایه استفاده کرده و یک کارخانه سیمانی را شروع کرده‌اند. مجموعا اصفهان از نظر بنیه صنعتی خیلی نیرومند شده است که قابل توجه است و با سرعت هم به توسعه روستاهایشان خوب رسیده اند اکثر روستاهای اصفهان از محرومیت بیرون رفته‌اند. مردم اصفهان بسیار فعال و با نشاط در صحنه سازندگی هستند.»
از نظر رییس جمهور وقت کشورمان ، اصفهانِ دهه هفتاد «الگو»ی مناسبی در همه زمینه ها بوده؛ از ظرفیت های صنعتی گرفته تا ارزشمندی از نظر تاریخی و فرهنگی و هنری و عمرانی و ...
از دید هاشمی آن روزها و روزگار، مردم اصفهان هم مردمی «بسیار فعال» و «بانشاط» بوده اند.
 هاشمی پس از پایان ریاست جمهوری دوره ای ریاست مجلس خبرگان رهبری را برعهده داشت و تا پایان عمر هم رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام بود. دیگر به اصفهان سفر نکرد . سال 93 و در ایام سالگرد مرحوم آیت اله طاهری امام جمعه اصفهان، خبر رسید که قرار است هاشمی رفسنجانی در مراسم سالگرد شرکت کند. این سفر اما لغو شد. حجت‌الاسلام محمدحسن طاهری درباره علت لغو سفر گفته بود: «قرار بوده تا آیت‌اله هاشمی‌رفسنجانی هم برای شرکت در مراسم به اصفهان عزیمت کند؛ اما برای سفر ایشان به این استان همراهی لازم نشد. سفر آقای هاشمی، فرصتی بود تا برخی از مسائل و معضلات استان اصفهان مثل آب، بیکاری، عدم توسعه‌یافتگی، مترو و حمل‌ونقل مورد بازبینی و حل‌وفصل قرار گیرند؛اما مسلم است که گروه‌های فشار می‌کوشند روی سیستم استانداری اعمال نظر کنند. این عده، افراد معروف و شناخته‌شده‌ای هستند و شایسته دولت نیست که افراد مخالف با اعمال فشار سیاست‌های خود را پیش ببرند.»
فرزند آیت اله طاهری دلیل لغو سفر هاشمی به اصفهان را اعمال نفوذ گروه های فشار عنوان کرد و گفت که واکنش استانداری و نهادهای متولی در این باره «منفعلانه» بوده است: «این گروه از طرق مختلف مثل فیلم‌ها و تجمعات در شرایط مختلف مثل حضور سیدحسن خمینی در بروجرد یا آقای هاشمی در کاشان به اعمال فشار و سیاست‌های خود می‌پردازد و برخورد نماینده دولت انفعالی بوده است.»
البته فرزند مرحوم طاهری در حالی مدعی لغو سفر مرحوم هاشمی بر اثر فشارها شد که همان زمان روزنامه «اعتماد» ادعای دیگری را به نقل از مشاور وی مطرح کرد و نوشت خود هاشمی تمایلی به این سفر نداشته است:« بازهم شایعه سازی و فضاسازی علیه آیت‌اله هاشمی رفسنجانی. سوژه این بار سفر به اصفهان است و دعوتی که گفته می‌شد از سوی استاندار صورت نگرفته است؛ اما اصل ماجرا چیست؟ نزدیکان آیت‌اله می‌گویند خود ایشان تمایلی به انجام این سفر در تاریخ دعوت شده نداشته و اعلام کرده تمایل دارد در تاریخ یاد شده در تهران بماند؛ اما تلاش‌های گسترده‌ای برای سوءاستفاده از این سفر صورت گرفت تا نشان داده شود که فضا برای آیت‌اله هاشمی رفسنجانی در شهرستان‌ها نیست. نه خبری از تجمع و اعتراض‌های نیروهای خودسر بود و نه عدم دعوت استاندار از آیت‌اله.»
قدرت‌اله علیخانی،نماینده پیشین مجلس در این باره به روزنامه «اعتماد» گفته بود که چون ایام ارتحال حضرت امام(ره) است، هاشمی رفسنجانی تمایل داشته تا این ایام را در تهران باشد و البته در چندماه گذشته دوبار با استاندار اصفهان دیدار داشته و فعلا هم اعلام کرده که دوست دارد در زمان مناسب دیگری به اصفهان سفر کند.
این زمان مناسب اما هیچگاه از راه نرسید و دوسال بعد در چنین روزی آیت ا... اکبر هاشمی رفسنجانی بهرمانی فوت کرد و به مراد و مقتدای خودش حضرت روح ا... پیوست .
پیکر مرحوم هاشمی در تشییع جنازه ای بسیار باشکوه و با حضور میلیونی مردم که خود را از سراسر ایران به تهران رسانده بودند، تا مرقد امام راحل تشییع و در کنار امام(ره) به خاک سپرده شد. هاشمی رفت و با خودش رازها و خاطرات ناگفته زیادی را برد. معماهایی که شاید تنها خودش کلید حل شدن‌شان بود و حالا دفن شده است. با این حال یاد و خاطره این یار دیرین امام و رهبری با همه خاطرات تلخ و شیرینی که از او داریم، در صفحات تاریخ این مرز و بوم جاودانه می ماند.
 
پ. ن: تونل کوهرنگ که مرحوم هاشمی از آن سخن گفته بود، هنوز به سرانجام نرسیده و شهری که هاشمی می گفت می تواند الگوی تمام ایران باشد، حالا تبدیل به درس عبرت برای سایرین شده است!

از اول پولدار بودند
درباره آیت اله هاشمی می گفتند که او خیلی ثروتمند است . در دوران کودکی و نوجوانی زیاد می‌شنیدیم که پدرش باغ های پسته فراوان داشته و ارث و میراث زیادی به او رسیده و این مبارز انقلاب و یار امام و رهبری، از اول ثروتمند بوده و سر سفره انقلاب ننشسته است! خودش هم در خاطراتش این موضوع را تایید کرده : «نام خانوادگی هاشمی برای خانواده ما، با آن که سید نیستم، به این دلیل انتخاب شده که نام جد پدری ما حاج هاشم بوده است؛ او در سر تا سر منطقه املاک و امکانات زیادی داشته... از اخلاقیات جالب ایشان این بود که معمولا در زمان رسیدن هر محصولی، وقتی که به باغ و یا مزرعه می‌رفتند، تعداد زیادی از نیازمندان روستا را می‌پذیرفتند و به هر یک از آنها چیزی می‌دادند و این وضع در همه فصول سال ادامه داشت...خانواده ما ترکیبی از پنج برادر و چهار خواهر است، سطح زندگی‌مان با توجه به وضع آن روستا بد نبود.»
و البته همسرش «عفت مرعشی» هم از خانواده و خاندانی بزرگ و بنام و سرشناس بود؛ دختر حجت‌الاسلام سید محمد صادق مرعشی که اسناد رسمی داشتند و از تحصیلات حوزوی بهره‌مند بودند. از فامیل بزرگ مرعشی و نوه حضرت آیت ا... سید کاظم طباطبایی یزدی صاحب کتاب عروه الوثقی که جایگاه معتبری در همه حوزه‌ها دارد.

فراز و نشیب های رابطه چپ و راستی ها با هاشمی
آیت اله هاشمی سال 76 آخرین دوره ریاست جمهوری خود را تجربه کرد و پس از آن کلید پاستور را به رییس دولت اصلاحات سپرد آن هم در حالی که در آن زمان، اصلاح طلبان رویکرد مثبتی نسبت به او نداشتند و اوج این اختلافات هم در کتاب «عالیجناب سرخپوش» عینیت یافت . او در دوران ریاست جمهوری یک اصل ویژه داشت : «هر کسی در خط امام(ره) است با ما اختلافی ندارد». با این حال محافظه کاران هم با او به اختلاف رسیدند و دوران قدرت هاشمی کم کم رو به افول گذاشت. کار به جایی رسید که در انتخابات مجلس ششم ، یاردیرین امام ، به زحمت توانست به عنوان نفر آخر به مجلس راه پیدا کند و البته قبل از مراسم تحلیف، استعفا داد.
بعدترها معادلات به هم ریخت. هاشمی مغضوب اصولگراها و محبوب اصلاح طلبان شد. صادق زیباکلام، فعال سیاسی اصلاح طلب در این باره معتقد است افرادی مانند خوئینی‌ها، گنجی، عبدی و قوچانی که زمانی به هاشمی لقب «عالی‌جناب سرخ‌پوش» اعطا کردند، بزرگ ترین اشتباه ممکن را مرتکب شدند.
هاشمی را طرفدار مکتب سرمایه داری و متمایل به پیروی از غربی ها در حوزه های مختلف از جمله فرهنگ می دانستند. با برخی گفتارها و اقداماتش مشکل داشتند و می گفتند بنای اختلاف طبقاتی فاحش در ایران در زمان دولت سازندگی گذاشته شد که هاشمی طرفدار «توسعه به هرقیمتی حتی له شدن طبقه کارگر زیر چرخ دنده های این توسعه» بود. هرچند دخترش «فاطمه» روایت دیگری از این ماجرا دارد و می گوید پدرش تا روزی که زنده بود ، به مردم ایران فکر می کرد و خواهان رفاه برای تمام مردمش بود و دوست داشت مردم کشورش همگی حال شان خوب باشد و در رفاه زندگی کنند چون شایستگی آن را دارند.
نویسنده : سها نریمانی