روزنامه فرهنگی،اجتماعی،سیاسی،اقتصادی و ورزشی

زاینده رود

13 سال از شهادت شهید سربلند نجف آبادی گذشت

جای خالی سردار سبزپوش.

کد خبر : 9226
۱۳۹۷/۱۰/۱۸ - ۱۵:۳۵
سردار بصیر عاشورایی، جایش این روزها بیشتر از همیشه خالی است؛ این روزها که می گذرند و آن قدر تلخ هستند که بعید است ما به راحتی از این روزها بگذریم! این روزها و روزگار که هوای شهدا هنوز در سرمان است اما زمانه زمینگیرمان کرده .نه فقط جای «حاج احمد» که جای تمام شهدا خالی است. برای «حاج احمد» چه بنویسیم که حق مطلب ادا شود؟
13 سال پیش در چنین روزی بود که سرانجام به آرزویش رسید. سطر به سطر وصیت نامه اش را که بخوانی ، می بینی چقدر عاشق شهادت بود. نوشته بود آرزو دارد در روزگاری شهید شود که خبری از شهادت نیست. بعضی بنده های خدا این شکلی هستند دیگر. هرچه آرزو کنند، همان می شود. دوهفته قبل از شهادتش از رهبری خواسته بود دعا کنند که روسفید و شهید بشود. رهبری گفته بودند« شماها واقعا حیف است بمیرید؛ شماها که این روزگارهای مهم را گذراندید، نباید بمیرید؛ شماها همه‏تان باید شهید شوید؛ و لیکن حالا زود است و هنوز کشور و نظام به شما احتیاج دارد.»  ...بعد فرموده بودند آن روزی که خبر شهادت صیاد را به من دادند، من گفتم صیاد، شایسته‏ شهادت بود؛ حقش بود؛ حیف بود صیاد بمیرد. وقتی این جمله را گفتند، چشم‏های شهید کاظمی پر از اشک شد، گفت: «ان شاء ا... خبر من را هم بهتان بدهند!» و در یک روز سرد زمستانی خبر شهادت «حاج احمد» را به رهبر انقلاب دادند و رهبری در مراسم تشییع پیکر پاک همسنگر دوران جنگ و سرباز دوران پس از جنگ و پارکاب ولایت در تمام سال‌های رزمندگی اش ، حاضر شده و فاتحه خواندند و یقینا آن روز، روز سختی برایشان بود. بیش از همه «حاج قاسم» بی‌تابی می کرد. هنوز هم اسم «احمد کاظمی» که می آید، بی تاب می شود و بغض می کند...
نمی نویسم «سردار سرلشکر» یا «سردار سپهبد» . چون برای مردی که در ٢٢سالگی و در اوایل سخت جنگ، دسته چند نفره خودساخته‌اش را در محاصره شهر آبادان به گردان تبدیل کرد و همین گردان 300 نفره و سپس تیپ را، تنها در عرض کمتر از یک سال و در چند عملیات پی‌در‌پی رزمی برای آزادی وجب به وجب مناطق وطن و شهرهای از دست رفته و در چنگال دشمن بعثی مانده همچون بستان، سوسنگرد، خرمشهر و مناطق شوش و رقابیه...، به لشکری واقعی و جنگ‌آزموده تبدیل کرد، صفت‌هایی کوچک و بی‌ارزشند.
سردار عاشورایی روزهای سرد عملیات کربلای 5 در یک روز زمستانی، 13 سال پیش شهید شد. قدرت فرماندهی و تدبیرش چه در جنگ و چه پس از جنگ زبانزد بود. رهبرانقلاب می‌گویند:«... همین شهید عزیزمان، احمد کاظمی را من در جبهه دیده بودم؛ آن‏چنان اقتداری داشت که اشاره می‏کرد، بسیجی‏ها حرفش را گوش می‏کردند. این‏طور نیست که بسیجی که عاشق است، مجاز باشد برخلاف امر فرمانده و برخلاف انضباط سازمانی و انضباط عملی در محیط زندگی، یک حرکت بی‏انضباطی انجام بدهد.» سردار سبز پوش و فاتح دفاع مقدس به پاس رشادت های خود موفق به دریافت سه مدال فتح از دست فرمانده کل قوا شده بود.  و ما تاابد مدیون فاتحان خرمشهر و اهواز و ایرانیم. فاتحان جنگی نابرابر که قامت‌شان خم شد تا آجری از نخل این سرزمین کم نشود. ما تاآخرعمر ، خودمان را و کشورمان را مديون احمد کاظمی و ديگر ياران زنده و شهيدش و فرزندان و خانواده هاي‌ آنها كه خورشيد پدر در ظاهر از سرشان دریغ شد تا سايه شوم دشمن بر شهر و ديار ما نيفتد مدیون می دانیم .... اف بر ما اگر فراموش‌تان كنيم كه ... سالگرد آسمانی شدن‌تان مبارک فرمانده!
 
نویسنده : زینب ذاکر