روزنامه فرهنگی،اجتماعی،سیاسی،اقتصادی و ورزشی

زاینده رود

به این عکس ها خیره شـو، خــیره شو.

کد خبر : 9725
۱۳۹۷/۱۱/۳۰ - ۱۶:۰۵
دیروز خبر رسید که مادر شهید «عبدالرضا بروجی»، از شهدای حمله تروریستی سیستان و بلوچستان در شب شهادت حضرت ام البنین (س) به فرزند شهیدش پیوست.
 تصویر این مادر شهید را در مراسم استقبال از پیکر پاک شهدای پاسدار حادثه تروریستی زاهدان دیده بودیم؛ مادری بی تاب که روی زمین نشسته بود و بی قراری هایش ، دل شاهدان و ناظران در صحنه را خون می‌کرد  و گویا دست آخر هم داغ دوری فرزند را تاب نیاورد و به یک هفته نکشیده، به فرزندش پیوست. دیروز در مراسم گرامیداشت شهدای حادثه تروریستی خاش که در تهران و با حضور سردار سلیمانی، فرمانده سپاه قدس برگزار شد هم تصویری از همسر و فرزند شیرخواره یکی از این شهدا منتشرشد که روی زمین نشسته بودند، مادر تصویر همسر شهیدش را به دست گرفته بود و کودک به مادرش خیره شده بود.  تصاویر دیگری هم بود که هرکدام دنیایی حرف داشت. هرروز تصویری تازه از مراسم تشییع در شهرستان های مختلف استان منتشر می شود و شهر هنوز بوی شهید می دهد. چندروز که بگذرد، همه به روال عادی زندگی برمی‌گردند ؛ همه به جز همین خانواده های شهدا که تازه اولِ فصلِ قصه درد و داغ و استقامت شان است؛ بچه هایی که بی پدر بزرگ می شوند و حسرت دوباره دیدن لبخند «بابا» به دل‌شان می ماند؛ بابا برایشان خاطره ای ندیده می شود و برای آنها که بزرگ تر بودند و خاطره از پدر دارند، حسرتی ابدی که در یک  قاب جا خوش می کند. همسران بیوه اگر هم  ازدواج کنند، زخمی که تروریست های از خدا بی خبر به دل‌شان گذاشتند، از یادشان نمی رود و پدران و مادران شهدا ... البته که فرزندی پروراندند که «مرگ سرخ» را برای این نسل تفسیر کرد و خودشان هم «صبرسرخ» را معنا می بخشند؛ اما خب قبول کنیم داغ فرزند سخت است؛ کمر می شکند. «حسین»(ع) هم که باشی، کنار پیکر جوان رعناقامتت، کمرت می شکند...قول داده اند به ازای هر کدام از 27 شهیدی که از ما گرفتند، 100 تروریست را به هلاکت برسانند. منتظریم. شاید مرهمی باشد بردل پدران و مادران و همسران و فرزندان این شهدا
پی نوشت: به این عکس ها خیره شو، خیره شو...
نویسنده : زینب ذاکر